محمد رضا واليزاده معجزى

213

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

كرده بود گذاشت و چيزى نمانده بود كه خود امير كل را هم به زندان بيندازند . امير اعظم تا سال 1313 كه سرهنگ رزم‌آرا به فرماندهى تيپ لرستان منصوب شد ، در زندان قصر قجر ماند . در اين سال اقوام كرمانشاهى امير اعظم به مناسبت سوابق دوستى با رزم‌آرا به خرم‌آباد آمدند و به هرترتيب بود او را راضى كردند كه در مورد ترخيص امير اعظم اقدام كند . رزم‌آرا كه مردى رفيق‌باز بود و با امير كل دوستى داشت صريحا به او قول داد كه موجباتى فراهم سازد كه رضا شاه اجازه دهد امير اعظم آزاد شود ، مشروط بر اينكه از تهران خارج نشود . لكن انحصار اين اقدام به شخص امير اعظم در ذهن حساس رضا شاه توليد سوء ظن مىكرد و رزم‌آرا در اين‌جا تمهيدى به كار برد و دو نفر ديگر از زندانيان قصر قجر را كه اهل لرستان بودند به اين تقاضا افزود و مجموعا براى على محمد خان غضنفرى ، حسين خان على آقا و على مراد خان جودكى « 1 » از رضا شاه استدعاى عفو كرد ، مشروط بر اينكه از تهران خارج نشوند و براى هريك از آنها ماهى سى تومان كمك‌خرج تعيين كردند . بعد از ترخيص آنها رزم‌آرا متحد المالى به نام دستور عشايرى شماره 68 [ ، مورخ ] 1 / 2 / 13 [ 13 ] به عنوان نواب حكومت و مأمورين انتظامات و حكام نظامى به اين مضمون صادر كرد : دستور عشايرى شماره 68 [ ، مورخ ] 1 / 2 / 13 [ 13 ] . ماده 1 - چون منظور نظر اينجانب است كه تدريجا الوار از زحمت گذشته خارج و حتى مشمول همه‌گونه مراحم واقع گردند ، اين است كه مخصوصا از خاك پاى جواهرآساى همايون شاهنشاه مرخصى سه نفر از الوار كه در چندى قبل محبوس شده بودند درخواست و حسب الامر سه نفر اشخاص ذيل 1 - على محمد خان غضنفرى 2 - حسين خان على آقا 3 - على مراد خان جودكى ، مورد عفو واقع و مرخص گرديدند كه در تهران به امرار حيات و زندگانى اشتغال ورزند . ماده 2 امريه هم طبق دو فقره مدلول ذيل : اول صورت مرجوعاتى كه در هر 15 روز به حكام مختلفه مراجعه مىشود ، اعم از مرجوعاتى كه از دفتر تيپ مراجعه مىشود و يا اين‌كه خود اهالى مستقيما رجوع مىنمايند ؛ دوم صورت محبوسين كه در اداره حكومتى محبوس مىشوند ، در هر 15 روز به ضميمه راپورت 15 روزه وقايعات منطقه به دفتر تيپ ارسال دارند . [ امضا ] فرماندهى تيپ مستقل لرستان ، سرهنگ رزم‌آرا . امير اعظم و على مراد خان تا وقايع شهريور در تهران ماندند ؛ لكن حسين خان بهادر كه بىاندازه پير و شكسته شده بود بعد از مدت 2 سال يك روز قدم‌زنان راه مىرفت تا نزديك كاخ

--> ( 1 ) . تأكيد از نويسنده است ( ويراستار ) .