محمد رضا واليزاده معجزى

212

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

تغيير شغل او و اعزام امير اعظم به طرهان اقدامى نكرد و امير اعظم را همچنان در حكومت دلفان نگهداشت . در سفر رضا شاه به لرستان در سال 1307 ، امير احمدى از او استدعا كرده بود كه امير اعظم به طرهان منتقل شود و امان الله خان به جاى مشاراليه به دلفان مأمور گردد . چنانچه اشاره كرديم در روز ديدار ، رضا شاه به امان الله خان گفته بود : امان اللّه سرباز من است . بعد از اين نوازش ، يك نفر از نكته‌سنجان و كهنه‌كاران گفته بود اين كلام دال بر آن هست كه مىخواهند امان اللّه را از طرهان به دلفان انتقال دهند و امير اعظم را به جاى او بفرستند و در همان روز اين پيشگويى به صحت رسيد . امير اعظم بالاخره به زندان رفت با عملياتى كه از امير اعظم به ظهور رسيد مىبايست به مجازات شديد رسيده باشد ولى از آن‌جايى كه جمعى از رجال مركز ، پدرش امير اشرف را مىشناختند و خود امير احمدى ، هم براى امير اشرف احترام قايل بود و هم با امير اعظم سوابق دوستى و محبت داشت نه تنها نگذاشت آسيبى به او برسد بلكه حكومت طرهان را نيز برايش دست و پا نمود و او در اين سمت باقى بود تا موقعى كه سرهنگ درفشان به فرماندهى نيروى خرم‌آباد برگزيده شد . اين سرهنگ خود سياست مستقلى داشت كه مطلقا شبيه فرماندهان پيشين نبود . او عقيده داشت كه رويه فرماندهان قبل تا اندازه‌اى براساس رفق و مدارا بوده ، لذا عشاير از رويه آنان سوء استفاده كرده و به خودسرى و ياغيگرى خود ادامه داده‌اند و روى اين عقيده و روش خاصى كه داشت گزارشهايى عليه امير اعظم به مركز تقديم داشت و بالاخره اجازه توقيف و اعزام او را به مركز تحصيل كرد و او را به زندان قصر قجر انداخت . بعد از اعزام امير اعظم به تهران امان اللّه خان به جاى او حاكم طرهان شد و به فاصله مدتى كليه املاك طرهان مشاراليه توسط مير غيظى خان مظلوم ساكى به سى و شش هزار تومان تقويم و معادل آن در كرج و كاشان و جاهاى ديگر ، ملك به او واگذار كردند . جرم امير اعظم كوچك نبود ، منتها به واسطه قرابتى كه خانم كرمانشاهى مشاراليه با مرحوم امير كل اعظم زنگنه داشت ، گويا با وساطت او از اعدامش صرف‌نظر كردند و به حبس وى اكتفا نمودند . با اين حال مرحوم امير كل كرمانشاهى با همه شخصيت و احترامى كه داشت وجاهت خود را روى [ جانبدارى از ] امير اعظم و داماد ديگرش ( گويا عباس قبادى ) كه او هم عليه دولت قيام