محمد رضا واليزاده معجزى

203

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

بود اردوى سرتيپ شاه‌بختى را از محاصره سرخ‌دم « 1 » نجات داد و امير اعظم با اردويش از كوهدشت فرار كرد و قلعه كوهدشت به دست نظاميان افتاد . رسيدن سرهنگ بلوچ و كمك ستون تحت فرماندهى او به سرتيپ محمد خان شاه‌بختى موجب شد كه روحيه عشاير تضعيف گرديد و نظاميان چيره شدند . امير اعظم و يارانش صلاح را در عقب‌نشينى و تقويت خود ديدند و در آن فرصت امير اعظم عده‌اى از اطرافيان مورد اعتماد خود را مأمور كرد كه عاجلا به صيمره رفته با ميرزا محمد خان و ساير ميرها و خوانين ساكن آنجا تماس گرفته و به وسيله ميرزا محمد خان اهل آن‌جا را براى يارى دادن به جبهه كوهدشت آماده حركت كند و هرطور شده خود ميرزا محمد خان و ساير خوانين مير و غيره را به جبهه متحد عشاير كه به رومشكان رفته بودند ، ملحق سازند . سرتيپ شاه‌بختى بعد از چند روز استراحت در قلعه كوهدشت به تعاقب فراريان پرداخت [ و ] محل معروف به « دم‌اوسان » را اردوگاه كرد . ستونهاى اعزامى او در هرجنگى فاتح شدند و در يكى از اين جنگها يد اللّه خان برادر امير اعظم كشته شد و رومشكان هم به تصرف اردوى نظامى درآمد . [ سپس ] در تعاقب شورشيان به جايدر آمدند و امير اعظم كه كشته شدن برادر سخت او را اندوهگين ساخته بود از هرطرف مواجه با شكست مىشد و بالاخره نتوانست در مقابل نظاميان ايستادگى كند تا اين‌كه نظاميان از پل تنگ گذشته ، در مارين هم چند جنگ اتفاق افتاد . و اما ميرزا محمد خان تيمورى « 2 » كه از طرف امير اعظم بعد از شكست « سرخ‌دم » « 3 » دعوت به همكارى شده بود به اتفاق برادرزاده‌هاى خود : نصير ، ياور ، محمد تقى و غلامشاه پسر مير اسفنديار خان و نصير خان سپهوند برادرزنش عازم جايدر شد كه در آن‌جا ساير خوانين بالاگريوه را هم جمع كند و متفقا به اردوى امير اعظم ملحق شوند . اين عده در جايدر به خانه مراد خان جودكى رفتند و عزيز اللّه خان پسر منصور نيز با عده‌اى سوار به آنها ملحق شد . از طرفى يد اللّه خان و على رضا خان و محمد خان پسر شيخه كه بعد از شكست جبهه عشاير از طرهان به جايدر رفته بودند ، به جمعيت ميرزا محمد خان و عزيز اللّه خان پيوسته همگى در خانه مراد خان جودكى مشغول مشورت و اتخاذ تصميم شدند . فقط جهانگير خان برادر مراد خان چون تمايل به ياغيگرى نداشت در آن مجمع حاضر نشد ؛ بنابراين خوانين حاضر در جلسه به نصير خان سپهوند تكليف كردند كه او به واسطه قرابتى كه با جهانگير خان دارد به خانه او برود و به

--> ( 1 ) . اصل : دم‌سرخ . ( 2 ) . تأكيد از مؤلف است ( ويراستار ) . ( 3 ) . اصل : دم‌سرخ .