محمد رضا واليزاده معجزى
196
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
فرماندهان غير از دروغ چيز ديگرى نيست . سرتيپ تاجبخش از شخص شاه براى وى تأمين گرفته او را تسليم مىكند و پس از چندى وسيله ملاقات او را با شاه نيز فراهم و شخص رضا شاه او را مورد عفو قرار داده و نيمى از خاك صميره را به وى و طايفهاش واگذار مىسازد كه در آنجا مشغول كشاورزى شوند . دوستمراد با فرمان از تهران مراجعت و با طايفه زيد على به پشتكوه و خاك صميره رفته و در دره شهر ساكن و مشغول كشاورزى مىشود . وى از سال 1309 تا پاييز سال 1310 مدت يك سال در صميره مشغول زندگى بود . ولى در عين حال گزارشهايى از سوء نيت او به فرمانده لشكر مىرسد و او به ياور ناصر خان آزادى مأموريت مىدهد كه دوستمراد را دستگير سازد . ناصر خان به دستور سرهنگ درفشان فرمانده لشكر او را در محل توقيف و به خرمآباد آورده ، اعدام كرد « 1 » و زن و بچه و احشام آنها را نيز از دره شهر به صميره كوچانيد و به خرمآباد آورد . علت اعدام او را چندين جور نقل كردهاند و قدر مسلم آن است كه ارتشيان گزارشهايى عليه وى به مركز داده و اجازه كشتن او را تحصيل كرده بودند . اشخاصى كه با دوستمراد اعدام شدهاند از اين قرار بوده [ اند ] جهانشاه زرينجويى ، داراى نورعلى ، نادعلى و چند نفر ديگر . پيوستن عناصر ناراضى به قيام على محمد خان امير اعظم موقعى كه على محمد خان امير اعظم حاكم طرهان عليه قواى نظامى قيام كرد ، از خوانين طبقه اول لرستان كسى كه حال و حوصله ياغيگرى داشته باشد نبود جز چند نفرى كه به سن پيرى رسيده بودند و اينك نوبت به خانزادگان رسيده بود كه به صورت دستجات نامنظم از اين كوه به آن كوه مىرفتند و سعى داشتند كه با نيروهاى نظامى روبرو نشوند . اين اشخاص كه تكيهگاه معتبرى نداشتند و گويى سراغ چنين كسى مىگشتند كه آنها را رهبرى كند ، وقتى كه شنيدند على محمد خان امير اعظم حاكم طرهان قيام كرده براى آنها به منزله فوز عظيمى بود و هركدام در هرمحل كه بودند رخت به زير پرچم او كشيدند . يد الله خان پسر غلام على خان و عليرضا خان پسر على مراد خان و نجف كه بعد از نزاع با منصور خان و كشتن قندى خان پسر منصور خان و برادر عزيز الله خان ياغى شده و مدتها اين طرف و آن طرف مىرفتند به محض استماع خبر قيام على محمد خان امير اعظم به اتفاق امان
--> ( 1 ) . [ اين هم از تأمين شاه . ]