محمد رضا واليزاده معجزى

185

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

فصل دوم قيام عليه نيروى لشكر غرب ملكزاده خانم مشهوره به « ملى » بعد از اعدام دستهء دوم خوانين بيرانوند كه معروف به « زينبى » يا « اسدخانى » مىباشند از هر كدام فرزندانى به جاى مانده بود ولى هيچ‌كدام استخوان‌بندى يك نفر رييس ايل را نداشتند و به حكم طاس ، ميدان به دست خوانين تيرهء حيدرخانى افتاده بود كه منصور خان و پسرش عزيز اللّه خان در رأس آنها قرار داشتند . از دودمان زينبى تنها كسى كه داعيهء رياست داشت ملكزاده خانم بود . البته او از آن‌جايى كه زن بود رسما چنين ادعايى نداشت و آخرين پسرش بنام صادق خان هنوز به سن بلوغ هم نرسيده بود كه او را نامزد كند ؛ ولى در عين حال او نمىتوانست منصور خان يا پسر او را در مقر رياست ايل بيرانوند ببيند و دست روى دست بگذارد و تماشا كند ؛ مضافا لياقت و كفايت اين زن كمتر از مردان نبود . از امير احمدى شنيده شده كه گفته اين ملى خانم شجاعت مردان بيرانوند را دارد و اگر زن نمىبود وجودش خطرناك مىبود . با اين حال بعد از اعدام شوهرش نيز دست از فعاليت برنداشت و بعد از رفتن امير احمدى و آمدن خزاعى به جاى او ، پسرش لطيف خان بىاندازه به تيمسار خزاعى نزديك شده بود . بعد از اعدام لطيف خان در بروجرد ، باز هم اين زن عجيب با از دست دادن همه مشايخ خاندانش اعم از شوهر و فرزند بزرگش و بنى اعمامش باز هم از پاى ننشست و مىكوشيد تا آب