محمد رضا واليزاده معجزى
174
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
رزمآرا برساند . ملك لباس مندرس پوشيده حركت كرد ؛ لكن در محل معروف به گاورى توسط تفنگچيان على قلى خان دستگير شد و او را زنجير كردند . ملك در ميان تفنگچيان پسر والى ، خواهرزادهاى داشته كه شبانه او را از بند آزاد مىكند و ملك يكسر به كرمانشاه رفت و چون او را تفتيش نكرده بودند ، پاكت را با خود برد و به دفتر فوج تحويل داد ؛ ولى در اين ايام رزمآرا در تهران بود و با دختر مرحوم هدايت ( خواهر صادق هدايت نويسندهء معروف ) خيال عروسى داشت . به قرارى كه در نوشتههاى خود رزمآرا خواندهام ، در همان شب عروسى در تهران به او خبر مىدهند كه بايد فورا به پشتكوه حركت كند و سرتيپ كوپال را از محاصره نجات دهد . مشاراليه نزد پدرش رفته و مىگويد پدر دست نگهداريد براى اينكه سرتيپ كوپال در پشتكوه محاصره [ شده ] است و من براى نجات او بايد فورا حركت كنم . هراندازه به او اصرار مىكنند كه يك شب را تأمل كند ، نمىپذيرد و به سمت كرمانشاه حركت مىكند و در اسرع اوقات فوج كرمانشاه را با چريكهاى طوايف نزديك ، به اتفاق سرهنگ باقر خان و سرهنگ عبد اللّه خان شرابى متصديان املاك شاهى و على اعظم زنگنه و قاسم خان برادر على اكبر خان سنجابى و عده [ اى ] ديگر به سمت پشتكوه حركت مىدهد . سپيدهدم بود كه وكيل عليشاه ، ديدهبان كوپال از بالاى قلعه هلهلهء شادى را سر داده و مژده داد كه صداى توپ نظاميان فوج منصور را شنيده و قريبا از محاصره نجات خواهند يافت . فوج منصور در قلعهء كوه « رنو » با قواى على قلى خان پسر والى مواجه مىشوند . گروهبان حسين نام وكيلباشى به ياور محمد على خان رييس توپخانه مىگويد : توپها را به سنگر عشاير سوار كن « 1 » و ما در پناه آتش توپخانه سنگرهاى آنها را تصرف مىكنيم . در نتيجهء اين تاكتيك چند سنگر را گرفته ، در يك حمله شصت نفر تفنگچى خزل را اسير مىكنند و به قرارى كه بعد معلوم شد آن شصت نفر بالاخره كشته شدند . در نتيجهء اين پيشرفت كليهء تفنگچيان على قلى خان شكست خورده ، فرار كردند . بعد از شكست على قلى خان نظاميان در قلعه را گشودند و رزمآرا و سرهنگ باقر خان و ساير افسران و همراهان آنان وارد قلعه گرديدند .
--> ( 1 ) . اصل : سوار كند . سوار كردن در معنى نشانه گرفتن و شليك كردن به كار رفته است . ( ويراستار )