محمد رضا واليزاده معجزى

159

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

شيرمحمد خان ايلخانى سگوند پيغام مىدهد كه در سفر بروجرد با او همراه شوند و به قرار مشهور مىگويد مأموريت من در لرستان به پايان رسيده و بايد لرستان را ترك كنم تا بدين وسيله اين دو نفر را اخلاقا ملزم به مشايعت خويش سازد . موقعى كه معين السلطنه عازم حركت مىشود ، بعضى از دوستان و حتى يك نفر از افسران لشكر ، محرمانه خطرات اين سفر را به او خاطرنشان مىسازند و به او مىگويند بهتر آن است كه به هرنحو شده خود را به تهران برسانى و به سردار سپه معرفى شوى ؛ مسلما او تو را مورد لطف و مرحمت خود قرار خواهد داد و خدمات ارزنده به تو مرجوع خواهد كرد . لكن آن مرد دانا با همه فراستى كه داشت مرگ خود را در اين سفر تفرس نكرد و با پاى خود به كام اجل فرورفت . در قريه آبستان با شير محمد خان ايلخانى كه به اتفاق دو نفر نوكر با اثاثه سفر و آبدارى حسب الوعده فرمانده لشكر به جمعيت ملحق شده بود مصادف و اين دو رفيق موافق به سمت بروجرد راه افتادند و همه‌جا رفتند تا به قلعه رازان رسيدند . در اين محل بود كه ساير خوانين را كه در هرو دستگير كرده بودند به وسيله سه دستگاه اتومبيل كه براى نخستين بار از اين راه عبور مىكردند ، به اين قلعه وارد ساختند ، معين السلطنه و شير محمد خان و ساير همراهان شب را در اين قلعه به سر برده و فردا صبح از قلعه رازان به سمت بروجرد حركت كردند و اين دو نفر به‌طور آزاد و به ميل خود به بروجرد وارد شدند و شب را در خانه خود به سر بردند « 1 » . به طورى كه نگارنده از بعضى موثقين شنيده شير محمد خان ايلخانى موقع عبور از آباديهاى منطقه سگوند خطاب به مرحوم ميرزا رحيم خان معين السلطنه مىگويد : آقاى معين السلطنه اين آخرين سفر من و توست چه بهتر تا فرصت از دست نرفته از همين نقطه مسير خود را تغيير دهيم و جان سالم از اين معركه به در بريم كه خداوند فرموده : وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ « 2 » . معين السلطنه در جواب مىگويد : فرضا اين ظن شما مقرون به صحت باشد آيا من حال و حوصله ياغيگرى به دولت و كوه‌نوردى دارم ؟ توكل به خدا هرچه پيش آيد خوش آيد ، شايد مصلحت ما در مرگ باشد . فرداى آن روز معمول هرروزه معين السلطنه و شير محمد خان به اركان حرب بروجرد رفتند و

--> ( 1 ) . مرحوم معين السلطنه در بروجرد ، خانه و زن و بچه داشتند و گويا مرحوم ايلخانى هم در آن‌جا خانه داشته است براى اينكه فرزندانش در بروجرد تحصيل مىكرده‌اند . ( 2 ) . و خويشتن را به دست خويش به هلاكت ميندازيد ( بقره ، 195 ) .