محمد رضا واليزاده معجزى

156

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

افتاده بودند . سرگرد ياور اسفنديار خان قبل از وارد شدن خوانين مقدمات كار را از هرحيث فراهم ساخته بود [ . . . ] . بعد از ورود غلامعلى خان و صيد عبد الحسين خان فورا سربازان ياور اسفنديار خان كه قبلا احتياطات لازمه را مرعى داشته بودند حمله كرده و غلامعلى خان امير همايون ، صيد عبد الحسين خان ( معروف به صيد محمد رحيم خان ) ، ولى الله خان سپهوند ( معروف به ولكه ) و لطيف خان پسر شيخ على خان بيرانوند ( كه پدرش را قبل از اين امير احمدى به دار آويخته بود ) و چهار نفر از كدخدايان بيرانوند را [ دستگير كردند . سپس ] ياور اسفنديار خان آنها را تحت الحفظ به بروجرد برده و تحويل زندان پادگان داد . سرنوشت ساير خوانين ساير خوانين كه جوان‌تر بودند وقت شنيدند غلامعلى خان و ديگران را توقيف و به بروجرد برده‌اند سخت به واهمه افتاده و به كوهستان هرو پناه بردند . ياور اسفنديار خان به عزيز الله خان پسر منصور خان مأموريت داد كه براى آنان سوگند ياد كند كه با آنها كارى نيست و بىخود دچار وحشت شده‌اند . مقصرين واقعى همانها بودند كه توقيف شدند . چون عزيز الله خان محل اختفاء آنها را نمىدانست و اگر هم مىدانست صلاح وى نبود كه نزد آنها برود ، لذا به خانه تقى خان سپهوند كه او هم در هرو مشغول جمع‌آورى اسلحه بود رفته و در آن‌جا براى كريم خان پسر كسعلى خان بيرانوند و هادى خان برادر صيد عبد الحسين خان ( لشكر به‌واسطه سلامت نفس و نجابت اين دو نفر مخالفتى با آنان نداشت ) « 1 » با قرآن مجيد سوگند ياد كرد كه خوانين مزبور ( محمد على خان ، شير محمد خان و صيد مهدى خان ) بى خود دچار وحشت و اضطراب شده و به كوه رفته‌اند ؛ زيرا لشكر همان چهار نفر را كه دستگير كرده و به بروجرد فرستاده موجب فتنه و ماده فساد مىدانسته و به اين جوانان معصوم كه هيچ گناهى نكرده‌اند كارى ندارد . برحسب تكليف عزيز الله خان ، كريم خان و هادى خان به كوه رفته و براى محمد على خان ، شيرمحمد خان و صيد مهدى خان به قيد كلام الله سوگند ياد كردند كه طبق سوگندى كه عزيز الله خان پسر منصور خان در حضور تقى خان سپهوند و ساير خوانين به كلام الله مجيد ياد

--> ( 1 ) . ساير خوانينى هم كه دستگير و اعدام شدند ، افرادى نجيب و سالم النفس بودند ( ويراستار ) .