محمد رضا واليزاده معجزى

127

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

خوزستان و تسهيل در كار اعزام نيرو و هم فراغت سردار از گرفتاريهاى مركز ، به آرايش سپاه و تجهيز قوا اهميت گمارد و چنان شكستى به ارتش دولت وارد سازد كه حكومت او را به رسميّت بشناسند . كوشش سردار سپه جهت گشودن راه لرستان به خوزستان سردار [ سپه . . . ] از كودتا به بعد كه زمام امور به دستش افتاد ، گويى پيش‌بينى كرده بود كه خزعل در چنين موقعى سر به شورش و سركش خواهد برداشت و لذا جهد وافى داشت كه به هر نحو شده راه شوسه خرم‌آباد به خوزستان را كه مهمترين شاهراه ايران است ، بگشايد كه بتواند از اين راه نيروهاى ارتش را در خوزستان تمركز دهد . لكن گشودن اين راه با كوههاى مرتفع و دره‌هاى عميق و جنگلهاى انبوهى كه در مسير آن قرار گرفته كار سهل و آسانى نبوده و در آن هنگام وسايل كوه‌برى و تسطيح موتورى مانند آنچه امروز در دسترس هست وجود نداشت . اضافه بر اينكه مقارن كودتاى سردار سپه از ايران چيزى باقى نمانده و مبدل به يك تل خاك شده و خزانه مملكت به قدرى خالى بود كه از چند ماه قبل حقوق كاركنان دولت پرداخت نشده و سربازان ارتش از راههاى ديگر مثل قصابى و خرده‌فروشى و دلالى نان بخور و نميرى تحصيل مىكردند . با اين مشكلات زياد [ . . . نمىشد ] عمل راهسازى و ارتباط دادن دو ناحيه لرستان و خوزستان با سرعت از ميان آن كوهها خاتمه پذيرد « 1 » و اما از آن طرف نظر خزعل درست خلاف سردار سپه بود و مىخواست قبل از گشوده شدن اين راه و تمركز نيروهاى نظامى در خوزستان نيروى كافى گرد آورد و از پيش آمدن قواى نظامى جلوگيرى [ نموده ] و آنها را درهم كوبد . رئيس الوزرا در لرستان ، تمركز واحدها در خوزستان بالاخره سردار سپه جنگ با خزعل را غير قابل اجتناب و حتمى الوقوع مىدانست و لذا سعى داشت كه پيش از آماده شدن حريف بر او بتازد و غافلگيرش سازد و چون لرستان تنها راه عبور قواى نظامى و تمركز آن در خوزستان بود به علت نداشتن راه شوسه همانند امروز به حكم اجبار ناگزير بود آنها را از ميان اين كوههاى بلند و دره‌هاى عميق و جنگلهاى انبوه خوزستان سوق

--> ( 1 ) . علاقه سردار سپه به كشيدن اين راه چنان بود كه در سال 1307 يعنى چهار سال بعد كه براى گشودن آن به لرستان عزيمت كرد گفته بود كه امروز من به بزرگترين آرزوى خود رسيده‌ام .