محمد رضا واليزاده معجزى
104
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
مقر اردو بود حركت كردند و جنگ با شدت بين لشكر و طوايف مزبور شروع گرديد . على محمد خان كه با كدخدايان چگنى دوست بود - روابط صميمانه بين دودمان غضنفرى و طوايف چگنى از دو قرن پيش سابقه داشت - در موقعيت مشكلى قرار گرفته بود ؛ زيرا از يك طرف قلبا مايل نبود با اين مردم وارد جنگ شود و از طرف ديگر سعى داشت كه در اين هنگامه مقصر دولت نشود و به جرم تعلل در انجام وظيفه و يا « 1 » همكارى با عشاير ، سوابق خدمت خود و پدرش پايمال نگردد . اين بود كه سياست كجدار و مريز را پيشه ساخته و به دفع الوقت مىگذرانيد و در جواب فرمانده لشكر نوشت كه طوايف چگنى مانند سد سكندر جلوى اردوى مرا گرفته و نمىگذارند به لشكر ملحق گردم . « 2 » اين جنگ سه شبانهروز طول كشيد و قريب 120 نفر نظامى كشته شد و عدهاى نيز اسير شدند و غنايم زيادى از قبيل اسب و تفنگ از سربازها به جاى ماند كه به تصرف طوايف چگنى درآمد . ورود غلامعلى خان و ساير خوانين بيرانوند از پشتكوه و شركت در جنگ اخبار جنگ چگنى و شكست يافتن لشكر به سرعت در لرستان منتشر شد و به همهجا من جمله به پشتكوه رسيد و خوانين بيرانوند از اين مژده خوشحال و مسرور شده نخست پيش والى پشتكوه رفته و از او تقاضا كردند كه آنها را در جنگ با نظاميان يارى دهد . لكن والى كه حكمران قانونى صفحه پشتكوه بود نمىتوانست با ياغيان و مخالفين دولت و ارتش قاطى شود و با نيروى دولت بجنگد . اين بود كه جواب مثبت و اميدبخشى به آنها نداد . بيرانوندها به مير صيد خان وزير والى و ولى الله خان على محمدى كه او هم از مشاورين مورد اعتماد والى بود متوسل شدند و آن دو نفر به والى پيشنهاد كردند كه در تصميم خود تجديد نظر كند و حتى او را تحريك كردند كه به نفع خود وارد اين جنگ شود . والى در پاسخ گفت ياساى « 3 » خانوادگى ما اين است كه هيچوقت از فرمان دولت سرپيچى نكنيم و با ارتش دولت طرفيت پيدا نكنيم و هركس پادشاه ايران باشد اطاعت و پيروى از او را نصب العين خود قرار دهيم .
--> ( 1 ) . اصل : شايد . ( 2 ) . اصل : گردد . ( 3 ) . ياسا : به معنى رسم و آيين ، قاعده و قانون ، ياساق و سياق و يسق هم گفته شده « اين كلمه مغولى است و در دوره مغول و از سوى چنگيز متداول بوده است . »