محمد رضا واليزاده معجزى
101
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
شده بود و به منظور تهيه كاه و جو براى اسبها و قاطرهاى توپخانه و نيز تهيه تير به جهت ساخت و يا مرمت برجهاى اطراف خرمآباد و فراز و جادهها ، مأمورينى به قراء اطراف و بخشهاى دور و نزديك مىفرستاد از جمله نايب حسين خان شاهسون را با عدهاى نظامى مأمور بخش چگنى كرد . اين نايب حسين شخص ظالم و مردمآزارى بود و بعيد نيست اكثر نظاميان آن روزگار به واسطه صدماتى كه از عشاير لرستان به آنان وارد شده و تلفاتى كه داده بودند عقده عداوتى از همه در دل داشته و از هرفرصتى براى انتقام استفاده مىكردهاند « 1 » به اين واسطه نايب حسين خان هم كه در مأموريت لرستانى در عوض مهماننوازى همهاش با تير و تفنگ ميزبانان پذيرايى مىشده ، موقعيتى براى تلافى به دست آورده بوده با زور و فحاشى و هتاكى كاه و جو و تير از آباديها مىگرفته و به پادگان مىفرستاده [ است ] . نايب حسين خان يكى از گروهبانان همراه خود را بهنام وكيل اصغر به اتفاق يك نظامى مأمور روميانيها « 2 » كرد . طايفه روميانى « 3 » در قريه باباعباس كه اكنون پادگان نظامى و ذخاير نيروى نظامى خرمآباد در آنجا مستقر است سكونت داشتند . ولى بعد از ورود قواى غرب به خرمآباد ترسيده و احتياطا به تنگ هرو رفته بودند كه هرگاه لشكر غرب قصد آنها را داشته باشد ، بتوانند از خود دفاع نمايند . وكيل اصغر بعد از ورود به تنگ هرو سراغ خانه كدخداى محل را گرفته به آن وارد و با راهنمايى كدخدا به جمعآورى كاه و جو مشغول گرديد . وكيل اصغر بالنسبه جوان و عذب « 4 » بود و كدخدا به تازگى دختر زيبايى براى پسر جوان خود عروس كرده ، به خانه آورده بود . وكيل اصغر دلباخته اين نوعروس شده بود و به جهت دست يافتن به عروس به بهانههاى مختلف داماد را از خانه بيرون مىكرد و دنبال كارها مىفرستاد . زن به شوهر حالى كرده بود كه وكيل اصغر او را مأمور اين طرف و آن طرف مىكند كه خانه خلوت بشود و به او خاطرنشان ساخت كه خانه را ترك نكند . اين بود كه داماد از ترس ناموس وقعى به دستورات وكيل اصغر نمىنهاد و خانه را رها نمىساخت . وكيل اصغر كه سخت فريفته نوعروس شده و عنان اختيار به دست ديو شهوت سپرده بود ،
--> ( 1 ) . علاقه به گردآورى غنايم را هم بايد به اين مطلب اضافه كرد . ( 2 ) . اصل : رومانيها . ( 3 ) . اصل : رومانى . ( 4 ) . اصل : عزب .