محمد رضا واليزاده معجزى
766
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
خرابه يا پناهگاهى افتاده بود كه او را به گل گل نزد پدرش بردند . براى معالجه وى چند جراح معروف محلى حاضر و اهتمام بسيار در مداواى او به كار بردند و تا آنجا كه در حيز توانايى آنان بود جهت بهبودى او تلاش كردند ولى زخم وى شديد بود . بعد از دو سه روز دستور داد بدنش را شستشو دادند و درحالىكه پشتش را به متكا داده بود و از اشعار شاهنامه مىخواند حالش منقلب و روح سركش و غيور او از قفس تنگ بدن كه گويى جاى كافى براى حفظ و نگاهدارى آن نداشت ، پرواز كرد و در كالبد فراخترى جاى گرفت . امير اشرف توشمال خان را بىحد و اندازه دوست مىداشت و با مرگ وى دنيا در نظرش تاريك شد و به نوحه و زارى پرداخت . جنازه او را به [ كنار در مقبره ] شاهزاده محمد « 1 » برده و دفن كردند و سرتاسر طرهان در سوگ و ماتم او نشستند . امير اشرف كه به سن پيرى و [ از كار ] افتادگى رسيده بود امير اعظم را شماتت بسيار كرد ولى سودى نداشت . كمكم زمستان سال 1341 قمرى ( 1301 شمسى ) فرارسيد . ويلسن انگليسى و مأموريتهاى او در لرستان در بين ديپلماتهاى خارجى كه به جهت مأموريت خاصى به لرستان آمدهاند هيچ كدام از آنها مانند سر آرنولد ويلسن ( تالبوت ) شهرت ندارند . گمان مىرود علت اين معروفيت فوق العاده كه بعد از گذشتن پنجاه و چهار سال « 2 » از تاريخ مراجعت او به انگلستان هنوز هم اكثر مردم نام او را به ياد دارند و آنها هم كه او را نديدهاند نامش را از بزرگتران شنيده و به ياد دارند چند چيز باشد كه در كمتر مامور بيگانهاى بوده است . نخست آنكه مشاراليه هفت سال تمام در مناطق خوزستان و لرستان اقامت داشته است و در اين مدت با همه سرشناسان لرستان آشنا شده است . دوم اينكه مشاراليه به زبانهاى فارسى و عربى تسلط داشته و حتى به قرارى كه نگارنده از عدهاى اشخاص مورد اعتماد شنيدهام در لرستان با زبان لرى با مردم سخن مىگفته و اين خود يكى از وسايل جذب قلوب و نزديك شدن به مردم است . سوم اينكه او در لرستان البسه محلى را مىپوشيده و حتى ريش خود را از باب تشبيه به سايرين نمىتراشيده [ است ] زيرا در آن اوقات اكثريت مردم به ويژه سرشناسان و خوانين داراى ريش بودهاند .
--> ( 1 ) . اصل : درب گنبد شاهزاده محمد . ( 2 ) . [ زمان نگارش كتاب مدنظر مؤلف بوده است . ويراستار ]