محمد رضا واليزاده معجزى

758

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

حكومت قوام الدوله ( 1337 و 1338 قمرى ) سال 1337 فرارسيده آوازه هرج‌ومرج و ملوك الطوايفى لرستان در همه‌جا پيچيده و برادران ايرانى ، لرستان را در رديف آدم‌خواران آفريقا محسوب مىداشته و بدون توجه به تمدن وسيع و درخشانى كه در اين سرزمين وجود داشته و چشم جهانيان را خيره ساخته ، آن زمان ساكنين آن را وحشى و طاغى و ياغى و بىفكر و ايلخى مىدانستند . زيرا روزى نبود كه در محافل و مجالس ذكر ناجميل سياهكاريهاى اهل لرستان نباشد . گروهى يك قطر عظيم از خاك ايران را دچار ناامنى و ميدان تاخت‌وتاز خود كرده و سلب راحتى و آسايش از ساكنين اين قلمرو وسيع كرده بودند . قطعا در همين زمان بوده كه در ادبيات فارسى بعضى اشعار و ضرب‌المثل‌هاى زياد كه حاكى از غارتگرى . . . اهل لرستان است بر سر زبانها افتاده و حتى در متون وارد شده است مانند اين بيت كه يك نفر از شاعران وقت ، من باب تحريك و تشجيع يكى از شاهزادگان قاجاريه كه تازه به حكمرانى لرستان منصوب شده بود ، سروده و گفته است : لرستان است و بوستان همه غارتگر و نادان * سليمان حشمتى خواهم كه سازد رام ديوان را و غير از بيت فوق كه از يك قصيده است ، اشعار [ و ] عبارات زيادى كه همه حاكى از غارتگرى ، خانه بدوشى ، راهزنى ، نادانى و بدبختى اهل لرستان است ظهور كرده و باعث سرافكندگى لرستانيان شده [ بود ] و الا قبل از اين سنوات لرستان و عشاير آن شجاع ، غيور ، متعصب و وطن‌پرست معرفى مىشدند نه وحشى . بين غيرت و شجاعت و دليرى با وحشيگرى از زمين تا آسمان فرق و تفاوت وجود دارد . چرا نسل آن مردان شجاع و غيرتمند در اواخر عهد قاجاريه اين‌طور معرفى شدند ؟ اين را عاقلان مىدانند كه همه نتيجه لاقيدى و بىعرضگى و عياشى اداره‌كنندگان كشور در عصر قاجاريه است كه در بعضى فصول اين كتاب برخى موارد آن ذكر شده و در اين‌جا تكرار نمىشود . بارى سروصداى ناامنى لرستان در همه‌جا طنين‌انداز شد و دولت درصدد افتاد كه حاكم مقتدرى به لرستان اعزام دارد ولى از رجال استخوان‌دار كسى براى قبول اين سمت نبود زيرا نظام السلطنه لرستانيان را از قماش ديوهاى افسانه‌اى مازندران معرفى كرده و در نتيجه رجال تازه‌كار و جوان جرأت و شهامت قبول مأموريت لرستان را نداشتند و مأمورين و رجال قديمى و استخوان‌دار از حيثيت خود بيم داشتند و دولت در فكر يافتن يك مأمور لايق براى حكومت بود تا اين‌كه قرعه فال به نام قوام الدوله درآمد . قوام الدوله از مأمورين لايق وزارت كشور بود و بعدا به مقامات بالاتر هم رسيد وقتى كه