محمد رضا واليزاده معجزى

754

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

رفته و در « 1 » خانه مستوفى الممالك متحصن شوند . در اين موقع كميته دفاع ملى از قضيه آگاه شد و براى استفاده از وجودشان به آنها پيغام دادند كه اگر با ما همكارى كنيد شما را در نزد دولت وساطت مىكنيم . آنها در كمال ميل پذيرفته ، سليمان ميرزا از طرف شونمان نزد آنها [ رفته ] مواجب خود و نفراتشان را داده و بعدا يك قبضه تفنگ به عنوان خلعت و انعام شونمان به ماشااللّه خان داد . در اين اردوگاه بود كه نايب حسين و پسرش ماشااللّه خان طرح دوستى و رفاقت با بيرانوندها ريختند و قرار شد شيخ على خان و يك نفر ديگر از خوانين دو دختر به پسران يا نوه‌هاى نايب حسين بدهند . ولى قبل از اين‌كه اين وصلت عملى شود وثوق الدوله هردو را با تمهيد گرفتار [ كرد ] و به دار آويخت . براى مزيد استحضار خوانندگان مىنگارد كه نايب حسين از جمله نايبان فراشخانه دربار بود [ و ] به عللى دست به عصيان و ياغيگرى زده و به اتفاق پسرش ماشااللّه خان قدرتى پيدا كرد و چند هزار نفر اطرافش جمع شده ، جاده‌هاى قم ، كاشان و اصفهان و ساير شهرستانها [ ى اطراف ] را در اختيار گرفت و چون دولت قدرت دستگيرى او را نداشت آباديها را غارت مىكرد و كاروانها را چپاول مىنمود . نخست او و پسرش را حضرت اشرف مىخواندند . بعدا غرورش به جايى رسيد كه دعوى سلطنت مىكرد و حتى نوشته‌اند كه به نام خود سكه هم زده است و از جمله آقاى اعزاز نيك پى در كتاب خود نوشته‌اند كه - سكه‌اى كه در يك ضراب‌خانه دستى زده شده - به نام وى ديده است كه روى آن اين بيت نوشته شده بود : سكه بر زر زند به آسانى * شاه سلطان حسين كاشانى وقايع سال‌هاى 1335 تا 1337 ه ق . در سال 1335 ه ق . خوانين لرستان از نابسامانى كشور و ضعف قواى دولت و بىلياقتى زمامداران استفاده كرده درصدد توسعه مناطق مربوط افتادند . خوانين بيرانوند روى سيلاخور و شهر بروجرد پنجه گذاشته املاك مردم را تصرف مىكردند و حتى از اهالى بروجرد مبلغى مطالبه مىكردند تا اجازه دهند آب آشاميدنى آنها داخل شهر شود . خوانين بالا گريوه راه تجارتى خرم‌آباد به دزفول را در تحت اختيار گرفته و از قوافل مبالغى گزاف بابت حق العبور مطالبه مىكردند .

--> ( 1 ) . اصل : كه بروند تهران خانه .