محمد رضا واليزاده معجزى

752

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

گاه‌گاهى عده‌اى سوار از قلعه خارج و تا يك كيلومترى قلعه به مبارزه مىشتافتند و دوباره به قلعه بازمىگشتند . چون قلعه مزبور حصنى حصين و حصارى استوار بود لذا متحصنين از گزند جانى و مالى مصون بوده و سواران و تفنگچيان امير اشرف قدرت گشودن آن را نداشتند . اردوى امير اشرف از گريران به ده رحم رفت و مدتى هم در آن‌جا توقف نمود . اكثر طايفه يوسفوند از دست زحمات و حواله‌ها و سيورسات اردوى امير اشرف به ستوه آمده ، به جانب نهاوند و ساير نقاط غربى ايران متوارى شدند . فقط منصور خان رئيس طايفه مزبور با [ اهالى ] چند آبادى كه مربوط به او بودند در مساكن خود باقى ماندند آن هم نه همه كشاورزان ، براى اين‌كه غالب آنها به هر نحو بود به محل موسوم به دينور كه از توابع كرمانشاه مىباشد مهاجرت كرده بودند . امير اشرف از اليشتر به خاوه رفته ماليات كرم على و فلك الدين را مأخوذ داشته و پاييز همان سال يعنى اوايل سال 1335 ه ق . از خط دلفان به طرهان كه مقر زمستانى او بود رهسپار گرديد . بعد از مراجعت امير اشرف از خاوه به طرهان در فصل زمستان همان سال « 1 » امير منظم نيز به خاوه رفت و پولهايى به عنوان ماليات مأخوذ داشته و مخالفين خود را نيز گوشمالى داد ؛ ولى حركات تيره‌هاى حسنوند نسبت به مردم با نظريات امير منظم كه قلبا نمىخواست در محل توليد شكايت و سروصدا شود جور درنمىآمد ولى درعين‌حال نمىتوانست آنان را از آن عمليات منع « 2 » نمايد . نظر امير منظم اين بود كه همان‌گونه كه امير اشرف به كوهدشت و طرهان تسلط دارد او هم بلا معارض و بى قيل و قال بر سراسر سلسله و طوايف آن مسلط باشد تا با فراغت بال بتواند ولايات نهاوند و ملاير و تويسركان ( ولايات ثلاث ) را نيز تحت تصرف درآورده فرمان حكومت آن‌جا را كه در آن زمان براى شخص او ، كه هم پول كافى در اختيار داشت و هم پارتى قوى ، كار مشكلى نبود از دولت و شاه بگيرد . « 3 » ولى با خودسرى رعايا و مخالفت خوانين اليشتر كه دائما با او در حال مبارزه بودند توانايى كوبيدن دشمنان و برداشتن موانع ترقى خود را نداشت . لذا غالبا به‌جاى اعمال قدرت و به كار بردن زور متوسل به سياست و تدبير مىشد و با تدبير خردمندانه و عقلايى از موانع عبور مىكرد . موفقيت با امير منظم صد [ ى ] نود مرهون چرب‌زبانى و ادب و سخاوت او

--> ( 1 ) . اصل : همان فصل زمستان . ( 2 ) . اصل : ممانعت . ( 3 ) . چون دست يافتن بر ولايات ثلاث و تحصيل فرمان حكومت آن ناحيه جزو بزرگترين آرزوهاى امير منظم بود بالاخره آن‌قدر كوشيد تا با اين هدف رسيد : ز كوشش به هرچيز خواهى رسيد * به هرچيز خواهى كماهى رسيد گرت پايدارى است در كارها * شود پيش تو سهل دشوارها