محمد رضا واليزاده معجزى

745

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

1333 ه ق . بود ، والى با قواى خود به پشتكوه عودت كرده و ماژر دماره با تمام نيروى نظامى به طرف بروجرد عزيمت نمايد . اما والى مىخواست برادر خود « 1 » يا يكى از فرزندانش را با دويست نفر سوار به عنوان مشايعت تا بروجرد بفرستد ؛ ليكن ماژر دماره اين عمل را براى افسران و افراد شجاع نظامى تخفيف مىدانست و نپذيرفت . زيرا با يك هنگ سوار و عده كمى تا به قلب لرستان فرود آمد [ ه بود ] اكنون كه قواى بيشترى داشته و آزادى عمل هم در دست گرفته احتياجى به كمك خارجى نداشت . مختصر [ آن‌كه ] آن شب « 2 » با آرامش گذشت فردا صبح زود غلامرضا خان والى با قواى خود و ماژر دماره با نيروى پياده و سوار و توپخانه و عده‌اى از اجزاى ادارات و تلگرافخانه به ستون بسيار مطولى به مقصدهاى مختلف حركت كردند . البته از مناظر باابهت ستون مطوّل نظاميان ، الوار متمرد ديگر قدرت تعرض و تهاجم نداشتند و نيروى ماژر دماره با قدرت زيادترى بدون برخورد با حادثه سويى تا بروجرد راه‌پيمايى نمودند ، درحالىكه مردم شهر اميدى به « 3 » بازگشت هنگ سوار و گردان پياده را نداشتند . تمام رؤساى ادارات و حاكم و مردم شهر به استقبال آمدند . افسران و افراد خاك‌آلود ، سرو زلف و ريش بلند ، لباسهاى كهنه و پاره ولى با غرور و تهور حين شادى و هلهله مردم در دوازدهم ماه رمضان سال 1333 ه ق . به بروجرد وارد شدند و فرماندهى تيپ با تمام افسران شام [ را ] در عمارت حكمرانى « 4 » مهمان نظام السلطنه بودند .

--> ( 1 ) . مرحوم عليرضا خان شهاب الدوله . ( 2 ) . اصل : امشب . ( 3 ) . اصل : از . ( 4 ) . اصل : فرماندارى .