محمد رضا واليزاده معجزى

742

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

رزم از روى خشم اما اين حادثه و تلفات غيرمنتظره به خشم الوار افزود و از همان ساعت تا فردا شب « 1 » جنگ شديد [ ى درگرفت ] و فعاليت زيادى از طرفين به ظهور رسيد [ و ] صداى مخوف توپ و تفنگ و رگبار مسلسلها و بالاخره انعكاس صداها ، آنى قطع نمىشد . در اين گير و دار قسمتى از شهر به تصرف الوار درآمده و دايره محاصره را تنگتر مىكردند و رزم از روى خشم شدت مىيافت . تا اوايل شب از ناحيه الوار تلاش فوق العاده به خرج داده مىشد به‌طورى كه خسته [ گشته ] و دست از جنگ كشيدند . در نتيجه جنگ اين‌روز رفت‌وآمد نظاميان به شهر قطع گرديد . شب تا صبح به آرامش گذشت . روز بعد ، از اول آفتاب تا ساعت 11 صبح الوار جنگ را تجديد نموده و شدت مىدادند ؛ چه ، از اين اقدام تصميم داشتند تا غروب آفتاب هر اندازه ممكن باشد خود را به قلعه نزديك نمايند و براى نابودى نيروى محصور ، شب هنگام از چهار طرف به قلعه حمله‌ور شده و محوطه سربازخانه را به تصرف درآورند و از كشتار قواى نظامى دل داغدار خود را تسكين دهند . از طرف ديگر ماژر دماره درصدد بود همين‌كه تاريك شد تمام نيروى محاصره شده را به طرف جلگه حركت داده و با اجراى رزمهاى دليرانه زد و خوردكنان خود را به بروجرد برسانند . اين تصميم را در احكام جنگى هم قيد كرده و به فرماندهان ابلاغ نمود به‌طورى كه گردان پياده با مسلسلهاى ابوابجمعى ، همين‌كه هوا تاريك شد خود را به دامنه جلگه رسانيده و دو طرف دامنه را به دست گيرند تا تمام باروبنه و توپخانه و هنگ سوار از دامنه گذشته وارد به جلگه شوند و سلطان غلام على خان با يك اسواران سوار تا وقتى كه تماس جنگى باقى است عقب‌دارى نيرو را عهده‌دار باشد . پرچمهاى افراشته اما هيچ‌يك از دو تصميم مذكور طرفين عملى نگرديد ؛ زيرا مقارن ظهر كه الوار هم خيلى جلو آمده و در شدت جنگ بودند ، ناگهان جلگه كره‌گاه از نيروى سوار و پياده الوار سياه شد . [ آنها ] با پرچمهاى افراشته و طبل و شيپور پيش مىآمدند و قواى محصور از ديدار اين مناظر باشكوه كه [ آن را ] نيروى كمكى الوار مىدانستند به كلى از زحمات خود مأيوس و نااميد گرديدند . با اين حال افسران و فرماندهى با ادامهء جنگ سخت خونين تا آخرين لحظه حيات متفق و هم‌رأى

--> ( 1 ) . اصل : از همين ساعت تا صبح و فرداى آن شب تا غروب .