محمد رضا واليزاده معجزى
734
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
مطول آبهاى زياد از چندين نقطه به اسامى سراب رباط ، سراب كوه آب ، سراب شاهآباد ، سراب گرداب سنگى ، سراب گرداب ، سراب گلستان و قدرى پايينتر سراب چنگايى و سراب ياس « 1 » جارى شده و رودخانه متوسطى را تشكيل مىدهد كه از شمال به جنوب جريان داشته و تمام جلگه كرهگاه را مشروب مىنمايد . ابنيه و ساختمانهاى شهر در ريشه ارتفاعات مغربى واقع شدهاند كه در مواقع ناامنى به سهولت تحت محاصره قرار مىگرفت . از همين نقطه نظر بوده است كه در قديم دژ نظامى مهمى روى يك تپه سنگى مرتفع كنار شهر در مسير رودخانه ساختهاند و اين قلعه به نام « فلكالافلاك » كاملا از شهر دفاع مىكرد . ديوارهاى قطور برجوباروى آن با توپهاى قلعه كوب امروزه « 2 » هم منهدم نمىشود . مختصر آنكه قلعه مزبور كه بهترين دژ نظامى است در اين موقع تحت اختيار گردان مختلط « سوار ، پياده و توپخانه » سلطان على اصغر خان بود . فقط ديوار شرقى اين ساختمان جنگى [ از ] سمت رودخانه به مرور ايام از ريشه خراب شده « 3 » و از آن سمت احتمال تعرض و هجوم دشمن مىرفت و فرمانده گردان زياده از حد « 4 » ، اضطراب خاطر داشت و نيروى خود را معدوم مىدانست . زيرا سه هزار نفر تفنگچى الوار ، شهر را در محاصره گرفته و راه بروجرد را بسته بودند . و قواى نظامى قلعه از سمت ديوار مخروبه حمله شبانه دشمن را انتظار داشتند و چون نيروى كمكى در دسترس خود نديده و از طرفى سيمهاى تلگرافى قطع شده بود ، گردان محصور نابودى خود را حتمى مىدانست . اضطراب خاطر مأمورين دولت خوشبختانه رئيس تلگراف خرمآباد اخبار را تا ساعتى كه سيمهاى تلگرافى باقى بود به تفضيل با تلگرافخانه بروجرد صحبت كرده و اطلاعات خود را گزارش داده بود . اما پس از قطع سيمها و محاصره شهر رئيس تلگراف خرمآباد و اجزا و مأمورين دولتى كه خود و پادگان شهر را معدوم مىديدند ، عموما به سربازخانه نظاميان پناه برده و در انتظار مرگ بودند . اما ماژر دماره از اخبار واصله دريافت كه تمام ارتفاعات راه خرمآباد از ابتداى تنگ رازان الى شهر مذكور مسدود و
--> ( 1 ) . از اين سرابها تقريبا به مقدار مساوى آب خارج مىشود و هركدام قدرت چرخانيدن پشت سنگ آسياب را دارند . ( 2 ) . يعنى توپهاى مقارن جنگ جهانى اول . ( 3 ) . اين خرابى مقارن حكومت نظام السلطنه در 1333 قمرى بوده [ است ] . ( 4 ) . اصل : بر .