محمد رضا واليزاده معجزى

728

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آگاه شده بود و در موقعى كه اظهار گرسنگى مىكرد گفته بود ناهار ما را بدهيد و هر خيالى هم داريد به موقع اجرا گذاريد . عده‌اى نيز عقيده دارند كه عالى خانىها علىرغم رحيم خانىها با بيرانوندها روابط سرى و محرمانه داشته و هنگامى كه فاضل ايل خانى از بروجرد عازم كره‌گاه مىشود از عالى خانىها تقاضا كرده بودند كه او را بكشند و همه را از شر مكائر او خلاص كنند . در هرحال بعد از اينكه فاضل خان غذا خواست كريم كوسه كه كبابچى خوانين عالى خانى بود ، بره‌اى را كه به سيخ كشيده بود روى آتش گذاشته كباب كرد و آن را با سيخ برداشته نزد فاضل خان آمد و چند تكه از آن را با چاقو بريده به دست فاضل خان داد كه تا حاضر شدن ساير غذاها سد جوع كند . در اين موقع كريم خان پسر عموى شير محمد خان و محمد حسين خان با ده تير كمرى پشت گردن فاضل خان را هدف ساخته و پيرمرد درحالىكه هنوز آخرين لقمه را در دهان داشت به رو درافتاد ( 1333 قمرى مطابق سال 1294 شمسى ) . وقتى كه كريم خان فاضل خان را با ده تير مىكشد مىگويد اين به تلافى خون مهر على خان سرتيپ . صيد محمد خان كه برحسب تذكر عرب‌زاده ، نوكر شير محمد خان مسلح شده و دور از آبادى منتظر حوادث بود به محض شنيدن صداى تير دانست كه پدرش را كشته‌اند و بدون معطلى فرار كرد . عباس برادر فاضل و رضا پسر او را هم كشتند . كريم خان و شير محمد خان و محمد حسين خان و ساير خوانين عالى خانى بعد از كشتن فاضل خان سوار شده به‌طرف [ پشت ] گر سراب ياس حركت كردند كه در آن‌جا تيپه و سايرين را هم به قتل رسانيده و خود را از شر آنان خلاص كنند . تيپه « 1 » كه گويا حدوث واقعه را از پيش دانسته و انتظار اين حمله را داشته و خود را آماده دفاع ساخته بود ، مردانه در مقام دفاع برآمده [ و ] حمله آنها را درهم شكست و آنها را از دور و حوالى مساكن خود به عقب راند و بعد به اتفاق صيد محمد خان پسر فاضل خان و مهر على برادر خود و جهانگير خان به سيلاخور رفته جريان را به نظام السلطنه گزارش دادند و مراجعت كردند . بعد از اين قضيه اسفناك صادق خان پسر حسن خان در مقام خونخواهى عمويش فاضل ايل خانى برآمد كه اينك داستان آن را شرح مىدهيم .

--> ( 1 ) . تيپه و شير محمد خان هردو باجناق و داماد فاضل خان ايل خانى بودند و خودشان هم خويشاوند بالنسبه نزديك بودند ؛ يعنى عالى خان جد شير محمد خان و رحيم خان جد تيپه برادر بودند .