محمد رضا واليزاده معجزى

725

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

در اختيار خوانين عالى خانى گذاشته‌ام . ناگفته نماند كه ايل خانى مرد نادانى نبود كه با اين سهولت جان خود را از دست بدهد بلكه وى مردى بود زيرك و هشيار و سياستمدار و كاردان و كسى را در مقابل او ياراى مقاومت نبود . علت اينكه وى به سخن ناصحان توجهى نداشت و از ميان طايفه عالى خانى خارج نمىشد چند جهت داشت كه از آن جمله يكى پيرى و ريش سفيد او بود و هرگز باور نمىداشت كه عالى خانىها در اين سن پيرى او را به قتل رسانند ؛ دوم اينكه دختر فاضل خان زوجه شير محمد جانشين و پسر ارشد و ولىدم مهر على خان سرتيپ بود و او هرگز خيال نمىكرد شير محمد خان داماد او يا برادر داماد و يا عموزاده دامادش مباشر قتل او شوند ؛ سوم اينكه فاضل ايل و طايفه خود را رها ساخته و به عالى خانىها پيوسته بود و در واقع مهمان و يا پناهنده به آنها محسوب مىشد و در ميان عشاير زشت‌ترين كارها اين است كه كسى در خانه خود قصد جان مهمان يا پناهنده را بكند . بارى نامه نظام السلطنه به فاضل خان رسيد و او از گرمسير حركت كرده به كره گاه آمد و شير محمد خان سگوند داماد خود را برداشته به بروجرد آمد و بىاندازه مورد محبت نظام السلطنه واقع شدند و نظام السلطنه امر پيشكارى لرستان را با موافقت فاضل خان به فاضل خان و شير محمد خان و اكبر خان ساعد السلطان رازانى واگذار كرد . اين سه نفر امور پيشكارى نظام السلطنه را انجام مىدادند . [ فاضل خان ] در آن مدت طورى با داماد خود شير محمد خان مأنوس گرديد كه هرگز خيال نمىكرد وى كينه او را در دل داشته و يا درصدد انتقام از او باشد . اما قصد نظام السلطنه از احضار فاضل خان اين بود كه چون فاضل خان مردى دانا و كاردان بود لذا نظام السلطنه از او مىخواست كه اسباب صلح و سازش را با بيرانوندها و خوانين آن فراهم آورد و اگر دم گرم او در آهن سرد آنان اثر بخشيد آن‌وقت با استفاده از نيروى طايفه خود و اخذ كمك از ساير طوايف آنها را از سر راه نظام السلطنه بردارد . فاضل خان با خوانين بيرانوند ( على مردان خان ، غلام على خان ، شيخ على خان و غيره ) مشغول مكاتبه شد [ تا ] شايد آنها را با نظام السلطنه آشتى دهد ، ولى آنها با اينكه به تقاضاهاى فاضل خان جواب مساعد مىدادند در مقام عمل كوتاه مىآمدند و سرانجام فاضل خان از اين

--> داشت همكارى خود را موقوف به اعدام مهر على خان كرده و تا موقعى كه سالار الدوله او را از ميان برنداشت وى آرام ننشست ، بنابراين وراث مهر على خان او را قاتل پدرشان مىدانستند .