محمد رضا واليزاده معجزى
687
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
هر ماه مبلغ مختصرى از بانك شاهى دريافت مىكرد كه آن را ( اقساط موراتوريوم ) مىگفتند زيرا كه در دوره پيش از مشروطيت دولت ايران از روس و انگليس پولهايى قرض كرده بود و براى استهلاك آنها عايدات گمرك شمال و جنوب را گرو گذاشته بود . عايدات شمال را روسها و عايدات جنوب را انگليسيها از بابت اصل و فرع طلب خود مىگرفتند و در مدت جنگ منتهاى مساعدت روس و انگليس اين شد كه اين اقساط را ماه به ماه پس بدهند . از حيث نفوذ معنوى كار ايران به جايى رسيده بود كه در سراسر كشور سران ياغى و سركش پيدا شده بودند و حتى در ورامين و فيروزكوه كسانى در حال طغيان و سركشى بودند . مجلس سوم از دو دسته « دموكرات » و « اعتدالى » تشكيل شده بود . دموكراتها كه روزى پشتيبان سياست انگلستان بودند در اين جنگ از سياست خود برگشتند و طرفدار آلمانها و متحدين شدند . در آن جنگ هم مانند جنگ اخير نخست آلمانها پيشرفتهاى سريعى كردند كه همه جهانيان را خيره كرد . در ايران هم عدهاى گول اين پيشرفتهاى موقتى را خوردند و عقيده داشتند كه سازش با آلمان ، ايران را از چنگال روسيه تزارى و انگلستان بيرون خواهد آورد و اين عقيده در ميان دموكراتهاى مجلس سوم بيش از هر جاى ديگر انتشار داشت . آلمانها براى ضعيف كردن روحيه رقيبان خود مخصوصا روسيه و انگلستان و بيشتر براى اينكه قواى آنها را در سراسر جهان پراكنده كنند و از فشار در ميدانهاى جنگ اروپا بكاهند ، در ايران ، كه دروازه هندوستان در پشت ديوار روسيه بود ، بناى تبليغات و تحريكات عجيبى گذاشتند . چندين سال بود كه آلمان [ ها ] در ايران در برابر منافع مادى و معنوى روسها و انگليسها خيلى پيشرفت كرده بودند و حتى اميدوار بودند راه تركيه و بغداد را كه از برلن مىبايست به بغداد برسد به تهران رسانند و در خليج فارس كشتيرانى و بازرگانى را شروع كرده بودند . بهترين راه بهرهجويى آلمانها در برابر دولت ايران و نيروهاى روس و انگليس همدستى برخى از طوايف چادرنشين ايران و كسانى بودند كه با دولت مركزى در كشمكش و زد و خورد بودند . گذشته از سفارت آلمان و حواريون آن در تهران و سياستبانان پايتخت ، يك عده سركنسول و كنسول و حتى تاجر و باستانشناس و سياح آلمانى در نواحى مختلف يگانه راه مخالفت با روس و انگليس را در اين مىديدند كه اوضاع را آشفته كنند و روابط شهرستانها را با پايتخت بههم