محمد رضا واليزاده معجزى

668

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آقا ربيعا را هم با خودش حركت داد كه اگر توانست از هفت خوان ايل بيرانوند كه دشمنان سرسخت او بودند ، رد شود در بين را هم او را بكشد و اگر در محاصره افتاد از وجود او كه به واسطه قرابت با غلامعلى خان امير همايون سركرده ايل بيرانوند و نفوذى كه آقا ربيعا در ميان اين ايل مهم داشت و همه كارى از وجودش ساخته بود ، از محاصره نجات پيدا كند و يا جواز عبور را به وسيله او به دست آورد . اتفاقا بيرانوندها در قلعه على او را محاصره كردند و اگر شجاعت فوق العاده خود نظام السلطنه نمىبود و ماژور دماره از بروجرد به امدادش نمىرسيد ، در دست بيرانوندها گرفتار و يا كشته شده بود . در اين گيرودار محاصره كه از هر طرف بيرانوندها عرصه را بر نظام السلطنه تنگ مىكنند ، آقا ربيعا را به حضور خواسته و از او مىپرسد : " تكليف چيست ؟ " آقا ربيعا در جواب مىگويد : " اگر مرا مرخص كنى من به تو قول مىدهم كه اين بيرانوندها را با نوشتن يك نامه مجبور به عقب‌نشينى كنم و بعد از آن هم در نهايت راستى و صداقت و صميميت دنبال كارهاى تو را بگيرم و اسباب موفقيت تو را فراهم سازم " . هنوز مذاكرات نظام السلطنه و آقا ربيعا خاتمه نيافته بود كه ماژور دماره با قواى كمكى مىرسد و نظام السلطنه را از محاصره نجات مىدهد و در نتيجه مذاكرات آنها بلانتيجه مىماند و نظام السلطنه كه ديگر از وجود آقا ربيعا بىنياز شده بود ، دستور عقب‌نشينى به بروجرد مىدهد . در قلعه على پاپى خان كه مدتى با آقا ربيعا زندانى بوده و بعدا او و مهكه نام با شفاعت يمن الملك كمالوند آزاد شده بودند ، به آقا ربيعا تكليف مىكند كه از فرصت استفاده و فرار كند ولى آن مرد يك‌دنده اين را خلاف متانت ذاتى و شئون مخفى خود دانسته ، در قبول اين پيشنهاد سرباز مىزند . بعد از مراجعت به بروجرد به فاصله دو روز نظام السلطنه مصمم به كشتن آقا ربيعا مىشود و شب توسط مير شيخ على خان يك جام زهر قتال و يك طناب و يك طپانچه نزد آقا ربيعا مىفرستد و مير شيخ على خان از قول نظام السلطنه به او پيغام مىدهد كه هركدام از اين سه تا را مىخواهد ، انتخاب كند . آقا ربيعا جام زهر را برداشته و لاجرعه سر مىكشد و به رحمت ايزدى و اصل مىگردد . وى مردى شجاع و دانا و بسيار عاقل و فهميده بوده و با اين‌كه به قرار نقل معمرين خرم‌آباد در ابتداى جوانى پيشه كسب داشته و وارد در كار سياست نبوده مع‌هذا به تصديق دوست و دشمن به تمام معنى واجد صفات و خصوصيات يك مرد سايس از حيث دانايى و فهم و درايت و كاردانى و سخن‌چينى و تأثير كلام و حسن محاوره ، و بالاتر از همه داراى دو صفت عالى