محمد رضا واليزاده معجزى

661

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ليره به آنان اجازه دهد كه يك ستون سرباز وارد خاك پشتكوه نمايند ، لكن والى به عذر اين‌كه اين عمل بر خلاف خط مشى سياسى دولت و ناقض رويه بىطرفى ايران در جنگ جهانى مىباشد ، به تقاضاى انگليس جواب منفى داد . در اين مورد آشنايى كامل امير جنگ والى پشتكوه به وظايف قانونى خودش كاملا ثابت مىشود و درعين‌حال مدلل مىدارد كه آن مرحوم علاوه بر آشنايى به مقررات ادارى تا چه‌اندازه به حيثيت ادارى خود پاىبند بوده و نمىخواستند براى خاطر پول اجانب را به تاخت‌وتاز در سرزمينى كه دولت حفظ و حراستش را به عهده او گذاشته ، وادار سازد و به‌طور مسلم قسمت عمده عدم تجاوز دولت‌هاى روس و انگليس به خاك لرستان ( اعم از پيشكوه و پشتكوه ) كه با وجود شكست دادن به قواى آلمان و عثمانى و تخليه لرستان از وجود سربازان متحدين ، مع‌هذا در مقام اشغال نظامى لرستان برنيامدند ؛ در نتيجه واهمه از سپاه رزمنده و جوانان سلحشور قواى والى بود . فقط از نقطه نظر اين‌كه نظام السلطنه فرمانده قواى ملى و رئيس حكومت موقتى ايران در همه‌جا از ارتش روسيه شكست خورده و مجبور به تخليه حوزه لرستان و كرمانشاه و شهرستان‌هاى غربى ايران شده و داخل خاك عثمانى شده بود ، لذا ارتش روسيه در مقام اشغال بروجرد كه مقر اصلى نظام السلطنه بود برآمد ولى اين عده را هم مرحوم على مردان خان بيرانوند سركرده رشيد و غيرتمند ايل بيرانوند باوجودى كه از طرف روس‌ها به‌سمت كماندانى منصوب و مبالغ گزاف به عنوان حقوق از آنها دريافت مىداشت ، چنان با سياست و كاردانى بىسروصدا دانه دانه به كام اجل فرستاد كه خودشان هم متوجه نشدند . توضيح آن‌كه على مردان خان قبلا به عنوان مصلحت كار آنها را وادار نمود كه اسلحه و وسايل رزمى خويش را به‌طور امانت در نزد او بگذارند تا بدين وسيله بىنظرى و صلحجويى آنان به لرستانيان ثابت و احساسات ضداجنبى عشاير عليه آنان تحريك نگردد . بعد از اين‌كه دست سالدات‌هاى روس از هرنوع سلاح جنگى خالى شد ، لرستانىها كه از فرط وطن‌دوستى حاضر نبودند بيگانگان ، حتى به عنوان مهمان هم ، در خاك آنها متوقف باشند كمر به قتل آنها بسته و در هر گوشه‌اى كه بر آنان دست مىيافتند ، بدون معطلى آنها را به ديار خاموشان مىفرستادند و در نتيجه مدت زيادى طول نكشيد كه از سالدات‌هاى روس جز چند نفر باقى نماند . من‌جمله يك نفر از لرستانيان كه كربلائى عقيل نام داشت ، در حينى كه از بروجرد با قافله عازم خرم‌آباد بوده ، در يكى از كوچه‌هاى آخر شهر به زن جوانى برخورد مىكند كه دو سرباز روسى به او آويخته و قصد دست‌درازى به ناموس او را داشتند . عقيل عرق مسلمانى و