محمد رضا واليزاده معجزى

628

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

جداگانه كه شامل ادوار زندگانى و مراحل خدمتى و تصميمات و اقدامات و بالاخره قيام‌هاى او عليه دستگاه سلطنت به قصد نشستن بر تخت پادشاهى ايران است ، آورده‌ايم . هرچند اين فصل طولانى است ولى همه مطالب مربوط به سالار الدوله را شامل است و شايد خواننده راجع به حالات و كارهاى او محتاج مراجعه به يك كتاب ديگر نباشد . تتمه وقايع سال 1329 و 1330 قمرى ( 1290 شمسى ) قيام سالار الدوله كه از 1320 آغاز شده بود ، بعد از آن همه تلاش و هياهو و ازدحام عشاير و جنبش عمومى جهت بر تخت نشاندن سالار الدوله به وسيلهء عده قليلى بختيارى و مجاهد و قزاق در نزديكى شهر ساوه درهم كوبيده شد و مواجهه با شكست گرديد و شاهزاده كه در هنر فرار يد طولايى داشت ، ديگر از باغشاه رو به ساوه نيامد و خودش قبل از ديگران به همدان و از آن‌جا به نهاوند فرار كرد و فعاليت خود را از سر گرفت و امير اشرف كه با چند نفر هنوز در ساوه مىجنگيد ، وقتى كه ديد " ليس فى الدار غيره و يار " او هم با همراهان به سوى لرستان مراجعت كرد و در نهاوند با عده‌اى از سران قوم تلاقى كرده و در همان‌جا به يك گوشه‌اى فرار كردند و امير اشرف هم به طرهان رفت . صيد مهدى خان امير العشاير حسنوند و پسرش مهر على خان امير منظم كه با على محمد خان ضرغام و ميرزا حسين بنان السلطنه سياه‌پوش به تحريك امير اشرف زندانى شده بودند و اموالشان را صيد ميرزا خان به دستور شاهزاده و امير اشرف غارت كرده بود ، اينك كه بعد از متلاشى شدن اردوى سالار الدوله آزاد شده و به اليشتر برگشته بودند ، در مقام مطالبه اموال خود از صيد ميرزا برآمدند . اوايل فصل بهار كه ايل حسنوند ( كاكولوند و قلندر حبشى و غيره ) از قريه گل زرد تا نزديكى گركان چادر زده بودند ، مطالبه اموال منهوبه رئيس الطايفه صيد مهدى خان امير العشاير را از صيد ميرزا خان آغاز گردند و براى تلافى ، ناگهانى به قريه گريران كه محل سكونت صيد ميرزا بود ، حمله‌ور شده و نيمى از آبادىهاى يوسفوند را غارت كردند و كليه اموال صيد ميرزا خان را بردند . او هم از اليشتر به سوى قريه گاوكش فرار كرده ، از آن‌جا خبر اموال منهوبه خود و طايفه‌اش را به امير اشرف گزارش داد و از ستمگرى صيد مهدى خان امير العشاير رئيس طايفه حسنوند ، شكايت كرد و استمداد نمود .