محمد رضا واليزاده معجزى
60
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
كشيد و چند بار از دربار تهران چند نفر از بزرگان براى اصلاح آن دو رفتند و از آن جمله مرحوم ميرزا محمد تقى سپهر صاحب ناسخ است كه خود دو قصيده طولانى بدون تكرار قافيه در كيفيت جنگ آنها گفته و يكى از آنها را در جلد قاجاريه نوشته و آنها از جياد و طوال قصايد بشمار آيند و بالاخره حسام السلطنه مغلوب و مقصر با فرزندان به تهران آمدند و پس از وفات پدر ، مانند بعضى ديگر از شاهزادگان به دربار برادرزاده خود محمد شاه آمده و از حكومت معاف و در تبريز اعتكاف جست تا در سنه 1278 چنانكه در حاشيه آثار عجم نوشته شده ، وفات كرده و در مشهد مقدس در توحيدخانه مباركه دفن شد . هدايت در مجمع الفصحاء ابيات ذيل را به عنوان نمونه اشعار شاهزاده نقل كرده است . بىبها آمد از اول نرخ كالاى وفا * يا كه در شهر شما اين جنس ارزان بوده است * * * قفس خوشتر مرا از گلشن آمد زان كه اندر وى * گهى خوشوقت دارد از نويد قتل صيادم * * * قربان تو از كشتن من مگذر و مگذار * از حسرت ديدار به كوى تو بميرم 2 . وى پسر فتحعلى شاهست و خود از شاهزادگان و شعراء عصر خويش بوده و در دوشنبه دوازدهم ماه صفر المظفر سال 1214 قمرى متولد شده و مادرش چنانكه در كتاب ناسخ التواريخ آمده مريم خانم نام داشته و از جماعت بنى اسرائيل بوده است . وى از شاهزادگان فاضل و اديب قاجاريه است و تأليفاتى دارد كه كليه را در يك مجلد به نام ( مجمع محمودى ) جمع كرده و شامل سيزده كتاب است . وى در شعر به اسم خود تخلص مىكرده است و در ( الذريعه ، جلد 7 ، صفحه 150 ، شماره 814 ) نام كتابهاى مجمع محمودى را بدين تفضيل آورده : 1 - خرقه محمودى 2 - سفينه محمود 3 - منتخب محمود 4 - گلشن محمود 5 - مخزن محمود آنگاه وفاتش را بعد از سال 1271 نوشته . و در تاريخ ادارى و اجتماعى و سياسى ايران فرموده كه محمود ميرزا كتابى تأليف كرده به نام تذكرة السلاطين در احوال قاجاريه و در آنجا تخلص او را « ثنا » نوشته و كتاب « سفينه محمود » در احوال شعرا و معاصرين اوست و هم او را تذكرهء كوچكى است به نام « نقل مجلس » در احوال زنان شاعر در عصر فتحعلى شاه كه آن را در نهاوند به انجام رسانيده و هدايت در مجمع الفصحاء گويد : « وى در دولت پدرش به حكومت نهاوند اختصاص داشته و به كمال و ارباب كمال رغبتى كامل حاصل و در نظم پايهاى عالى . » آنگاه اشعارى به عنوان نمونه از وى نقل كرده كه در ذيل آورده مىشود : مبند اى ساربان از كوى جانان محمل ما را * مگر روزى كه با ما همسفر بينى دل ما را به محشر خون ناحق كشتگان پامال خواهد شد * اگر ايزد به چشم ما ببيند قاتل ما را قاصد مبر نخست به پيشش تو نام ما * خواهى اگر كه گوش دهد بر پيام ما يك عمر ما بكام فلك گشتهايم و او * يك لحظهاى نشد كه بگردد بكام ما گذشت از كشتن ما قاتل ما * خدا گيرد ازو داد دل ما و در تاريخ قاجاريه نوشته كه وى سى و چهار فرزند داشته 17 پسر و 17 دختر .