محمد رضا واليزاده معجزى

585

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

تير نظام السلطنه در اين‌جا هم به سنگ خورد و چون باوجود داشتن صفات بارز و برجسته از قبيل شجاعت و لياقت ، مردى بىنهايت پول‌دوست و طماع بود ؛ آنى از اين موضوع غفلت نمىكرد و به انواع وسايل دخيل و متشبث مىشد كه وجه اجاره املاك خالصه و ماليات را از اين دو نفر بگيرد . بالاخره آقا ربيعا و برادرش ميرزا رحيم خان " معين السلطنه " و ديوان بيگى به كنكاش نشستند و در فكر چاره كار افتادند زيرا پولى را كه نظام السلطنه از امير اشرف و آنها مطالبه مىكرد به واسطه مشكلاتى به حيطه وصول درنيامده بود ، ولى نظام السلطنه هيچ‌گونه عذر و بهانه‌اى را نمىپذيرفت و مىگفت آنها نزد من تعهدى كرده‌اند و بايد به تعهد خود عمل كنند و چنان‌كه نوشتيم ، آزمندى و طمع و مال‌پرستى او هم بدبختانه طورى نبود كه كسى با او از در سازش وارد شود . « 1 » بنابراين در اين جلسه مصمم شدند كه به نظام السلطنه رسما پيغام بدهند كه ما نتوانسته‌ايم ارقام ماليات و محصول خالصجات را وصول كنيم و از جيب خود هم پولى نداريم كه به شما بدهيم . براى رساندن اين پيغام احتياج به مرد متهور از جان گذشته‌اى داشتند كه به اصطلاح پيه مخاطرات نظام السلطنه را بر تن خود بمالد . اتفاقا چنين مردى هم داوطلب رساندن پيغام شد و او مشهدى عبد العلى ساكى از لوطىها و قداره‌بندهاى خرم‌آباد بود كه از مردم باج سبيل مىگرفت و از طرفداران جدى و فداكار ديوان بيگى بود . او حاضر شد كه مستقيما و بلافاصله اين پيغام را به نظام السلطنه برساند . آقا ربيعا و ديوان بيگى مطالب را به او حالى كردند و او در كمال جسارت و بىباكى پيش نظام السلطنه رفت و از قول اجاره‌داران گفت : " اجاره‌داران مىگويند ما به اين دليل و اين علت دينارى بابت اجاره خالصجات و ماليات به شما نمىپردازيم . " موقعى كه سخن عبد العلى تمام شد ، گويى عالم را بر فرق نظام السلطنه فرود آوردند و فرمان داد كه قاصد را بگيرند . ولى قاصد كه قبلا خود را براى فرار آماده ساخته بود ، مانند نسيم عيار

--> ( 1 ) . اگر نظام السلطنه كينه‌توز و طماع نمىبود ، اكثر صفاتى را كه لازمه وجود يك سردار بزرگ است ، در خود داشت . وى عمرى را در تهران و فارس و لرستان و ساير جاها در جمع ثروت گذرانيد . عاقبت ليره‌هاى آلمان و عثمانى را بر آن‌ها افزود و رفت ، در حالتى كه هنوز در لرستان هزارها نفر او را نفرين مىكنند . زيرا وى در همين مأموريت به املاك طايفه دالوند چشم طمع دوخته و با سوءاستفاده از قدرت خود مطالبه هفت هزار تومان ماليات از آن‌ها مىكرد و چون آن‌ها چنين وجهى را نداشتند ، سى و شش پارچه آبادى آن‌ها را كه بهترين املاك لرستان مىباشد ، در عوض هفت هزار تومان برداشت و قباله‌هايى را كه فقط به امضا كدخدايان محل مىباشد ، از آنان گرفت و به هر كدخدا يك عبا انعام داد . گويا آن مرحوم در ساير حوزه‌هاى حكومت خود نيز چشم طمع به املاك مرغوب و حاصلخيز دوخته و به انواع بهانه آن‌ها را برداشت . چنان‌كه حاج مخبر السلطنه در خاطرات و خطرات اشارات لطيفى در اين مورد دارد .