محمد رضا واليزاده معجزى

581

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

دولت شكست يافته و نتوانسته بودند شاهزاده را به سلطنت برسانند ، لذا نسبت به جانشين او به‌طور طبيعى نظر چندان موافقى نداشتند . دوم اين‌كه لرستانيان هم مانند بسيارى از ايرانيان در خصوص بدرفتارى محمد على شاه با مشروطه‌خواهان و به توپ بستن و اخلال مجلس و طرد و تبعيد و اعدام عده‌اى از مشاهير و آزادىخواهان ، از شاه و درباريان و دولت رنجيده و يك نوع جنبش ضد دربارى در آنان پيدا شده بود و نسبت به هركس و هر مقامى كه وابسته به دربار و منتسب به شاه بود ، احساس نفرت مىكردند . سوم اين‌كه دولت در اين تاريخ به منتهاى ضعف و ناتوانى رسيده و تسلط بر اوضاع نداشت و به ويژه در لرستان كه يك منطقه وسيع و عشايرى بود ، قدرت لازم را در اختيار نداشت و نظام السلطنه هم كه بايستى از اين دولت كسب قدرت كند ، نيروى قابل ملاحظه‌اى در دسترس خود نداشت كه بتواند با مخالفين خود بستيزد و يا دفاع نمايد . قوه مجريه او عبارت بود از عده‌اى سرباز كه در گلستان ارم اقامت داشتند و طبق معمول حكام قبل ، ناچار بود كه در مواقع لازم از سواران و تفنگچيان سركردگان و رؤساى عشاير كه در دستگاه او سمت پيشكارى و ساير مشاغل دولتى را داشتند ، استفاده كند ولى اين موضوع هم مواجه با مشكلاتى بود . براى اين‌كه در آن موقع پيشكارى حكام لرستان به عهده فاضل خان ايلخانى و حسن خان ايل بيگى رؤساى طايفه سگوند رحيم خانى بود ولى نظام السلطنه به ملاحظه اين‌كه اين دو نفر از دوستان سالار الدوله و محرم راز و همه كاره او بودند ، لذا نمىتوانست با اطمينان خاطر امور لرستان را به آنها محول سازد و از طرفى چون لايق‌تر و شايسته‌تر و داناتر از اين دو نفر كسى را سراغ نداشت و اگر هم داشت ، صلاح وى نبود با اين دو سركرده مقتدر درافتد و كارى را كه از سال‌ها قبل محول به آنها بوده ، به ديگران واگذارد ؛ بنابراين سياست وى چنين اقتضا كرده بود كه اين دو نفر را به وعده امروز و فردا فريب دهد تا كارش قوام پيدا كند و قدرت لازم را به دست آورد . چهارم آن‌كه علاوه بر فاضل خان و حسن خان اشخاص ديگرى هم كه مىتوانستند در پيشرفت كار نظام السلطنه اثرى داشته باشند ، همگى از هواخواهان و بلكه نوكران خاص سالار الدوله بوده و براى رساندن او به تاج‌وتخت تلاش‌ها و جان‌فشانىها كرده بودند . آنها كسانى بودند كه دو ماده اصلى برنامه حكومت نظام السلطنه - همان برنامه‌اى كه دولت غير از آن نمىتوانست كار مهمى انجام دهد - يعنى برقرارى امنيت و وصول ماليات ، نيز بايستى به وسيله آنها به مرحله اجرا درآيد زيرا از پيش گفتيم كه نظام السلطنه آن‌چنان نيرويى در اختيار نداشت