محمد رضا واليزاده معجزى

552

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آسايش و رفاهيت باشند ولى به قول معروف تدبير كند بنده و تقدير نداند * تدبير به تقدير خداوند چه ماند اينك كه مىخواهم به شرح و بسط ايام پرماجراى حكومت نظام السلطنه در لرستان بپردازم ، لازم است قبل از ورود در مطلب ، اوضاع لرستان را در طليعه سلطنت محمد على شاه براى خوانندگان مجسم سازيم و نشان دهم كه تغيير رژيم ايران از استبداد به مشروطه چه اثراتى در روحيه لرستانيان به ويژه اهل شهر خرم‌آباد داشتند و چه تغييراتى در روحيه آنها و در وضع اين سامان داده بوده است و براى اين‌كه مطلب هرچه بهتر توجيه گردد ، لزوما به نحو اختصار و ايجاز به بعضى از حوادث عمومى كه در روحيه و فكر لرستانيان تأثير داشته ، اشاره مىكنيم . اوضاع سياسى و اجتماعى لرستان و خرم‌آباد مقارن ورود نظام السلطنه در سال 1325 كه رضا قلى خان نظام السلطنه وارد خرم‌آباد شد ، اوضاع شهر با سال‌ها پيش كه نظام السلطنه با آن آشنا بود ، فرق بسيار داشت . زيرا در اين زمان مردم به ميزان محسوسى بيدار شده و دم از آزادى و مشروطه مىزدند و مىخواستند در تعيين سرنوشت خود آزاد باشند و براى اين‌كه مطلب روشن‌تر شود ، ناگزير چندين سال به قهقرا برمىگرديم و دورنماى آن ايام را در معرض تماشاى خوانندگان قرار مىدهيم . در اواخر عمر مظفر الدين شاه قاجار خرابى كشور به جايى رسيده بود كه حتى براى افراد عادى هم ديگر قابل تحمل نبود چه رسد به منورين و اشخاصى كه فكر آنان در سطح بالاترى قرار داشت . خزانه كشور كه در اواخر عمر ناصر الدين شاه تهى شده و به اصطلاح " چمچه به ته ديگ خورده بود " بيش‌ازپيش خالى و كار فلاكت مالى طورى بود كه بعد از جلوس مظفر الدين شاه ناچار شدند كه براى تأمين مخارج ضروريه و يوميه دربار دست به فروش اموال و اثاثيه تجملى دربار ايران كه در طى سال‌ها جمع و اطاقها و سالن‌ها با آنها تزيين شده بود ، زده " چوب حراج آنها را در بازار زدند " و " طشت رسوايى خود را از فراز بام بر زمين انداختند . " حقوق كاركنان دولت يكسال و شش ماه عقب مىافتاد و گاهى آجر و آهك و كاه و غله به‌جاى آن مىدادند . بروات دولت كه در زمان ناصر الدين شاه به كسر تومانى چند قران به فروش مىرسيد ، مطلقا در بازار خريدار نداشت ولات و حكام كه اكثرا از شاهزادگان درجه اول بودند ، قدرت وصول ماليات را نداشتند و آنچه به حيطه وصول درمىآمد ، صرف عياشى و خوشگذرانى و زن‌بازى خودشان مىشد و چيز قابل ملاحظه‌اى از آن عايد خزانه ايران نمىشد . اقلام درشت درآمد مملكت مانند عوايد گمركى ،