محمد رضا واليزاده معجزى

547

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

نظام السلطنه و به دستور او ادبيات فارسى و مقدمات عربى و مقدارى از فقه و اصول و ساير علوم متداوله عصر را « 1 » نزد اساتيد مشهور و مجرب فراگرفت و چون در عصر قاجاريه كه بايد آن را عصر انقلاب ادبى خواند ، هنر خوش‌نويسى يكى از بهترين راههاى ترقى و تعالى و پيشرفت در امر خدمتگذارى دولت بود ، لذا در فن نگارش و حسن خط رنج بسيار متحمل گرديد و نزد استادان مسلم خط كه عمويش جزو سرآمدان آنها بود ، به مشق خط پرداخت و آن‌قدر در اين راه كوشيد كه خطش به پايه مشاهير خوشنويسان آن عصر رسيد و در ضمن علم سياق‌نويسى را كه در آن زمان به‌جاى علم حساب امروز در ايران و ميان مستوفيان معمول و متعارف بود ، نيز به نحوه احسن آموخت و چون از هر حيث جوانى فاضل و با كمال بود ، به پيشكارى و نمايندگى كارهاى عمويش حسينقلى خان در تهران اشتغال جست و هنگامى كه عمويش به حكومت زنجان اعزام گرديد به مميزى محال خمسه مأمور گرديد ( 1303 ق ) بعد از انتصاب حسينقلى خان نظام السلطنه به حكومت لرستان و خوزستان و فارس رضا قلى خان از طرف دولت در تهران وكالت امور خوزستان و بنادر استان فارس را به عهده داشت ( 1308 ) و در سال بعد يعنى در 1309 به‌سمت نيابت حكومت بنادر و خليج فارس تعيين گرديد و اين مأموريت وى مدتى همزمان و مقارن با والگيرى حسينقلى خان در فارس بود . در سال 1312 قمرى كه حسينقلى خان براى دفعه دوم استاندار لرستان و خوزستان شد رضا قلى خان لقب " مجير السلطنه " گرفت و به نيابت حكومت بروجرد و لرستان مأمور گرديد . ولى در بعضى تواريخ نوشته است كه رضا قلى خان در سال 1310 مستوفى اول ديوان اعلى بوده و در همين سال از طرف ناصر الدين شاه به خطاب خانى و اعطاى لقب مجير السلطنه سرافراز گرديده است و در سال 1312 كه ميرزا على اصغر خان اتابك تكليف حكومت لرستان و خوزستان را به حسينقلى خان نظام السلطنه نموده ، محمد حسن خان سعد الملك برادرش و رضا قلى خان مجير السلطنه برادرزاده‌اش هردو نفر همراه او مأمور اين سرزمين پهناور شده‌اند و ظاهرا سعد الملك از طرف نظام السلطنه حكمران لرستان و بروجرد بوده و رضا قلى خان نيابت حكومت لرستان را از طرف عموى خود دارا بوده است و در اين مأموريت رضا قلى خان با خوانين و رؤساى ايلات و طوايف آشنا شده و ضمنا لرستانى بودن خود را هم بنابر آنچه نگارنده از معمرين

--> ( 1 ) . در عصر قاجاريه اكثريت قريب به اتفاق كاركنان دولت به ويژه حكام و ولات مردان تحصيل‌كرده و فاضلى بودند و ندرتا در ميان آنها مردان كم سواد پيدا مىشد . در آن زمان هريك از حكام و واليان نماينده‌اى به نام پيشكار از طرف خود در تهران داشتند كه رابط فيما بين آنان و دولت بود .