محمد رضا واليزاده معجزى
525
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
سالار الدوله خط نسبتا خوش و خوانا و انشايى ساده و روان داشت و « شاه دستورى » كاغذ مىنوشت . در طى نوشتههاى او كلمات « فرموديم يا مىفرمايم ، امر مىدهم فورى اطاعت كنيد و دستخط نموديم » هميشه به چشم مىخورد و نامههاى متعددى از آن مرحوم را كه به اينجانب نوشته ، موجود مىباشد . سالار الدوله به مراسم دينى بسيار پابند بود . نماز پنجگانهاش هرگز ترك نمىشد و تاحال مزاجش اجازه مىداد ، روزه مىگرفت . بعضى از آيات قرآن را حفظ داشت و به مناسبت مقال و كلام آياتى هنگام صحبت و يا مكاتبه به كار مىبرد . به زندگانى محقر خود قانع و راضى بود و از بدبختىهاى خاندان آل عثمان ياد مىكرد كه چگونه بسيارى از شاهزادهگان آن دودمان به ذلت و خوارى جان سپردند . سالار الدوله بازى شطرنج را خوب مىدانست و به اين تفريح خيلى علاقهمند بود . با خانواده خود در اسكندريه فرانسه و تركى عثمانى صحبت مىكرد زيرا فرزندانش فارسى نمىدانستند اما آن دخترش كه عروس مرحوم شعاع السلطنه است ، فارسى را به خوبى مىداند . مرحوم سالار الدوله تا پايان زندگى خود با من مكاتبه مىكرد و براى حل مشكلات خود كمك مىخواست . من هم تا حد امكان با او مساعدت مىكردم و هيچيك از نامههاى او را بىجواب نگذاشتم . سرانجام سالار الدوله در ارديبهشتماه سال 1338 در نتيجه عارضه بيمارى قلبى كه مدتها در اواخر عمر به آن مبتلا بود ، ازين جهان فانى در شهر اسكندريه رخت بربست و با مرگ او داستان غمانگيزى كه با تاريخ معاصر ايران ارتباط داشت ، به پايان رسيد و عجب اينكه تا آنجايى كه به خاطر دارم مجلس ختم و ترحيمى از طرف هيچيك از اقوام و كسان نزديك او كه هريك داراى شخصيت بزرگى هستند ، براى اين شاهزاده كه روزى دعوى سلطنت و شاهنشاهى ايران را مىنموده اقامه نشد - فاعتبرو و يا اولى الابصار .