محمد رضا واليزاده معجزى

519

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

از خاك ايران خارج شد و در اواخر عمر در كشور مصر رحل اقامت افكند . چند سال پيش از اين آقاى حسن عنايت مدتى را با او محشور بوده و اخيرا بنا به خواهش جناب آقاى يغمايى مدير مجله يغما خاطراتى را كه از برخورد با شاهزاده داشته‌اند ، با قلمى ساده و شيوا براى درج در مجله فرستاده‌اند كه آقاى يغمايى آن مقاله تاريخى را در مجله درج فرموده‌اند . اينك عين آن مقاله را كه در واقع مكمل شرح احوال شاهزاده محسوب مىشود ، بدون زياده و نقصان در اين‌جا مىنگارد : « سالار الدوله از جمله شاهزادگان قاجار است كه در تاريخ مشروطه ايران خاطره وى با حادثه‌اى غريب و عبرت‌انگيز توام است . خودكامگى اين مرد و جسارتهايى كه در ستيزه و نبرد با آزادىخواهان نشان داده هنوز زبانزد آزادگان كهن‌سال است . نكته عبرت‌آموزى كه در زندگى سالار الدوله وجود دارد اين است كه وى به سوداى خام حكومت استبدادى از هيچ عمل تندى فروگذار نكرد تا بدان حد كه در حادثه‌جويى و رزم‌آورى ضرب‌المثل خاص و عام گرديد . اما عاقبت جز ناكامى و شكست توشه‌اى نبرد . با اين‌كه تا چند سال پيش در قيد حيات بود كسى به وجود و عدم او نمىانديشيد . چون جناب آقاى عنايت كه از فضلا و صاحب‌نظران و مردان مطلع و نكته‌سنج هستند ، سالار الدوله را در آخرين سال‌هاى زندگى در مصر ديده و با او معاشرت و مصاحبت داشته‌اند از ايشان خواستيم خاطراتى از برخورد و حشر و نشر كوتاه خود با آن مرد بزرگ و مستدركاتى از فصاحت و مميزات او به رشته تحرير درآورند . جناب آقاى عنايت مسئول ما را در اين‌باره اجابت و با عنايت بلانهايت خود ما را قرين امتنان فرمودند - مجله يغما شاهزاده ابو الفتح ميرزا ملقب به سالار الدوله پسر سوم مظفر الدين شاه بود و مادرش نور الدوله لقب داشت . محمد على ميرزا پسر ارشد در سال 1289 هجرى قمرى به دنيا آمده بود و ملك منصور ميرزا ملقب به شعاع السلطنه سال بعد و سالار الدوله در 1291 هجرى قمرى متولد گرديد . سالار الدوله در آغاز جوانى به جاه‌طلبى و غرور شهرت داشت و از همان اوان عمر سوداى سلطنت در مغز مىپرورد و مدعى بود كه وى از برادرش شايسته‌تر براى مقام سلطنت مىباشد و اولين مرتبه‌اى كه توانست اين فكر را اظهار كند كمى پيش از انقلاب مشروطه و در اواخر سلطنت پدرش مظفر الدين شاه بود . در آن ايام مظفر الدين شاه سالار الدوله را والى غرب نموده و چون سنش كم بود نصير الملك شيرازى را به پيشكارى وى گماشت . نصير الملك اتفاقا با مرحوم ملك المتكلمين رابطه دوستى داشت ، لذا واسطه آشنايى ملك المتكلمين و سالار الدوله گرديد و پس از آن‌كه سالار الدوله به