محمد رضا واليزاده معجزى

509

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ميدان رزم را ترك گفت و لذا سالار الدوله همان‌جا در نزد عده كثيرى از رؤسا و خوانين عشايرى گفت : « حالا ديگر تكليف كار خود را فهميده‌ام و مىدانم كه از كجا بايد جمعيت فراهم كنم » و عزم خود را راجع به ملاقات والى و عشاير لرستان به سمع حضار رسانيد . فرمانفرما فاتح مىشود قبلا نوشتيم كه دولت و مجلس كسى را مناسب‌تر از فرمانفرما سراغ نداشت كه قيام سالار الدوله را درهم شكند و ترجيح فرمانفرما بر رجال ديگر جهات متعدد داشت : اولا فرمانفرما و سالار الدوله از سابق باهم ميانه خوشى نداشتند . ثانيا فرمانفرما در زمان سلطنت مظفر الدين شاه مدتى والى كرمانشاه و لرستان بود و با روساى ايلات و طوايف آشنايى داشت و نيز اعظم الدوله زنگنه كه از سران مهم كرمانشاه بود ، به واسطه دوستى سابق از فرمان‌فرما پشتيبانى مىكرد . علاوه‌براين دولت و مجلس هم نهايت كوشش را براى دفع سالار الدوله و نشاندن فرمانفرما بر كرسى ايالت داشته ، بنابراين بايد اعتراف كرد كه انتخاب او به اين سمت بسى مناسب و به‌جا بوده است . بالاخره همان‌طور كه ذكر شد فرمانفرما به كمك بختياريان و مجاهدين و دولت مدتها در صفحه غرب با سالار الدوله جنگيد تا كار سالار الدوله خاتمه پذيرفت . امام جمعه در تاريخ كردستان نوشته‌اند كه روز 25 ربيع الاول كه اواخر زمستان بود پاكتى از طرف سالار الدوله به مارك : « فرمانفرماى كل ممالك محروسه كرمانشاه و خوزستان و عراق عجم » « 1 » براى ايشان رسيده كه به كرمانشاه بروند و نامه‌اى هم به سردار مجلل پيشخدمت مخصوص محمد على شاه كه اين اوقات در سنندج بوده ، نوشته كه امام‌جمعه را زودتر به كرمانشاه حركت دهد و لذا ايشان روز هفتم ربيع الثانى سال 1330 به اتفاق سعيد بيك ضرغام لشگر و عزيز بيك فتح السلطان پسران فرج اللّه خان كسكى كه در كامياران به او ملحق شده بودند ، حركت و در حاجىآباد نصير ديوان و حشمت الملك كردستانى با آنها همراه شده وارد كرمانشاه مىشوند . معلوم مىشود سالار الدوله آنها را احضار كرده بود كه در كرمانشاه بمانند تا او والى پشتكوه

--> ( 1 ) . مارك نامه‌ها و پاكت‌هاى سالار الدوله قبلا اين‌طور بوده است : « سالار الدوله شاهنشاه كل ممالك خوزستان و لرستان و عراق عجم » چون اين مارك بدست امام‌جمعه مىرسد ، نظر بر اين‌كه با وى سابقه شوخى داشته به او مىنويسد : كه مهر پاكت و مضمون مارك و مفاد دستخط شتر و گاو و پلنگ است و لقب « سالار الدوله » با كلمه شاهنشاهى منافات دارد و مارك شير و خورشيد هم كه آرم دولت ايران است ، با حكومت قسمتى از ايران بىمناسبت است و شاهزاده چون ايرادات مزبور را وارد و منطقى دانسته بود لذا مارك كاغذها را به عبارت مندرجه بالا تغيير داده بود .