محمد رضا واليزاده معجزى

480

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

موقعيت نخست را به دست مىآورد . در صورتىكه مقتضاى زندگانى عشايرى و ايلى در هر محلى چنان است كه اگر يك نفر خان و رئيس از گروهى خارج شد فورا نفر ديگرى جاى او را اشغال مىكند و او براى هميشه از كار مىافتد . با اين‌كه از نظر بنيه و اندام قامتى بالنسبه كوتاه و مزاجى ضعيف و چشمانى عليل داشت و به واسطه اعتياداتى بر سلامت مزاج خود لطمه وارد مىساخت ، مع ذلك در ميادين جنگ آن‌چنان استقامت و شجاعت خارق‌العاده‌اى از خود نشان مىداد و به‌طورى در مقابل گرسنگى و زحمت پايدارى مىكرد كه همه را غرق حيرت مىساخت . خلاصه سوانح زندگى نظر على خان بسيار است . او در تمام موقعى كه عين الدوله والى لرستان بود ، در زير زنجير بود و چندبار عين الدوله او را چوب زد به قسمى كه ناخن‌هاى دست‌وپاى او در زير ضربات چوبهاى بىرحمانه فراشان عين الدوله به هوا پرتاب مىشد . در مأموريت‌هاى نخست سالار الدوله نيز امير اشرف نتوانست به ميل شاهزاده كه آن موقع خيلى جوان بود رفتار كند و بالاخره كار به ياغىگرى منجر گرديد . مدتها امير اشرف به اردوى سالار الدوله شبيخون زد ولى كارى از پيش نبرد و با چند نفر از ياران خود از اين سمت لرستان به آن سمت و از اين كوه بدان كوه فرار مىكرد تا سرانجام با وساطت اين و آن شاهزاده از گناه او گذشت و چون دوستى چنين مرد شجاعى براى شاهزاده مغتنم بود لذا براى تحكيم مبانى مودت با يكى از دختران او ازدواج هم كرد و از اين تاريخ امير اشرف در نزد سالار الدوله عزيز و محترم شد و هر كارى را با مشورت او انجام مىداد . هنگامى كه سالار الدوله در لباس مبدل و به‌طور مخفى به لرستان آمد تا از والى پشتكوه پدر زنش و نيز از امير اشرف پدرزن ديگرش كمك لازم را دريافت كند ، چون والى فاقد شجاعت موروثى حسين‌قلى خان بود ، صدها عذر دسته نقاشى آورد و سرانجام حاضر شد سردار اشرف پسرش را با چهارصد سوار به يارى او اعزام دارد ، در صورتىكه اگر والى پشتكوه قدرى رشادت نشان داده و خود در رأس سواران پشتكوهى كه هريك با چند نفر برابر بودند ، شاهزاده را يارى مىداد صددرصد او فاتح مىشد . و اما در مقابل او نظر على خان امير اشرف مردانه و بدون بيم از احدى و ملاحظه از غيرى با تمام قوايى كه در اختيار داشت به يارى شاهزاده برخاست و با جمعيتى در حدود چهارهزار نفر از اهل لرستان به كمك او شتافت و چنان‌كه قبلا شرح داديم در كرمانشاه به او پيوست و متقبل پيش جنگى شد و در دولت‌آباد ملاير بعد از شكست داود خان و سواران كلهر از امير مفخم بختيارى ، نظر على خان با سواران لرستانى چنان شكستى به بختياريان وارد ساخت كه همه اسلحه را گذاشته و فرار كردند و حتى صندوق پول آنها كه محتوى