محمد رضا واليزاده معجزى
464
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
رياست آن را به عهده داشتند . 2 - فوج بيرانوند كه اسد خان جد خوانين اسدخانى رئيس و فرمانده آن بود . 3 - فوج سيلاخور يعنى همين فوج مورد بحث كه خوانين گودرزى بالوراثه فرمانده آن بودند . نام اين افواج محلى اكثرا در سالنامههايى كه در پايان بعضى كتابهاى مهم زمان قاجاريه كه در تهران چاپ سنگى شده ، درج است : مانند نامه دانشوران و منتظم ناصرى و غيره . افواج محلى لرستان در سان و رژههاى عمومى كه در تهران با حضور شاه برگذار مىشده با مسئوليت فرماندهان خود شركت مىكردهاند . وجه تسميه فوج سيلاخور آن است كه چون سربازهاى آن از سيلاخور و بختيارى و اطراف بروجرد گرفته مىشد ، هميشه اكثريت با سربازان سيلاخورى بود روى اين اصل نام « فوج سيلاخور » بر آن نهادند . افرادى كه در فوج سيلاخور خدمت مىكردند چون در زمان پادشاهى محمد على شاه وارد جريانات سياسى شدند ، كمكم سطح اطلاعات و تجارب آنها بالا رفت و خود را حامى شاه و دربار مىدانستند . اين فوج همواره در بروجرد خدمت مىكرد تا سال 1301 كه امير احمدى به فرماندهى قواى غرب معين شد ، نام آن را تغيير دادند و به فوج « گاردسپه » يا « هنگ پياده » موسوم گرديد و در جنگها به بعضى امتيازات ارتشى و نظامى نائل آمد . علاوه بر قواى چريكى سابقالذكر ، فوج سيلاخور كه در حين كشمكش محمد على شاه با مجلس و مشروطهخواهان به تهران فراخوانده شد و در انهدام مجلس و توقيف آزادىخواهان عامل مؤثر بوده در قيام سالار الدوله نيز شركت داشته است . فوج سيلاخور در تاريخ مشروطه و انقلابيون آن نقش مؤثرى به عهده داشته موقعى كه اختلاف بين محمد على شاه و مشروطهخواهان به نهايت شدت رسيد چون در تهران قواى كافى وجود نداشت لذا فوج سيلاخور كه فرمانده آن ( حاج سردار گودرزى ) و افرادش به شاهدوستى شهره بودند براى تقويت نيروى پايتخت و حفاظت شاه به تهران فراخوانده شد و در حادثه بمباران مجلس اين فوج چه در متوارى ساختن وكلاء و چه در توقيف عناصر مشروطهخواه و غارت اموال آنها عامل عمده و مؤثر بود و همچنان در حفظ جان شاه و دربار مأموريت داشت و بعدا كه سپهدار اعظم و سردار اسعد با نيروهاى خود به پايتخت حمله كردند و محمد على شاه از سلطنت خلع گرديد ، فوج سيلاخور به بروجرد برگشته و سنگ استبداد به سينه مىزد تا زمانى كه محمد على شاه و سالار الدوله از شمال و غرب قيام كردند و حاج سردار كه از هواخواهان جدى محمد على شاه بود به اتفاق جمعى از خوانين گودرزى بروجرد فوج سيلاخور را به يارى سالار الدوله بهطرف نهاوند برده و از آنجا به كنگاور رفتند .