محمد رضا واليزاده معجزى

457

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ديگر كه ذكر نام آنها موجب اطناب مىشود . اين اردو از كوهدشت وارد منطقه چگنى و قلايى شد و در اين محل بعد از تماس با كدخدايان و متنفذين و سران قوم و بحث و گفتگو در پيرامون شركت در نهضت سالار الدوله و اتخاذ تصميمات لازم عازم اليشتر شدند كه از طريق خاوه به نهاوند رفته ، به اردوى شاهزاده كه در كنگاور اطراق كرده و انتظار ورود امير اشرف و اردوى اعزامى والى پشتكوه را داشت كه به سركردگى غلام شاه خان پسر والى حركت كرده بود . خود والى ظاهرا به اين بهانه شركت نكرد كه سالار الدوله به امير اشرف اختيار زياد داده بود . از اعيان و متنفذين شهر خرم‌آباد معين السلطنه چاغروند و صيد والى خان والىزاده با عده‌اى سوار عازم حركت به كنگاور و شركت در نهضت سالار الدوله گرديدند . الحاق طوايف سلسله به اردوى امير اشرف موقعى كه نظر على خان امير اشرف به اتفاق سواران طرهان و دلفان و چگنى وارد اليشتر شده صيد مهدى خان امير العشاير و ساير خوانين فخرجانى « 1 » از ملاقات امير اشرف و الحاق به اردوى او واهمه كردند . ولى خوانين جهان سلطانى كه رغما لانف صيد مهدى خان امير العشاير مورد علاقه و محبت نظر على خان بودند ، فورا داخل اردوى او شدند . نظر على خان وقتى كه مشاهده كرد صيد مهدى خان امير العشاير و پسرانش « مهر على خان امير منظم و حسين خان و اسد خان و حسن خان » و عم‌زادگان و اقوامش « مهدى خان ملكى و اسكندر خان برادرش و عزيز خان سردار جنگ و ساير خوانين تيره فخرجانى » از ملاقات و الحاق به اردوى او خائف مىباشند و درصدد استمالت و تحبيب آنان برآمد . چند نفر از خوانين نزديك

--> ( 1 ) . طايفه حسنوند كه از طوايف مهم لرستان محسوب مىشوند به دو تيره تقسيم مىگردد : يكى را « فخرجانى » و ديگرى را « جهان سلطانى » مىگويند . وجه تسميه آن اين است كه جد اعلاى خوانين حسنوند از دو زن خود فرزندانى داشته . آنها كه از بطن « جهان سلطان » خانم بودند به خوانين جهان سلطانى و فرزندانى كه از بطن « فخرجان خانم » به وجود آمده‌اند ، به « فخرجانى » معروف شده‌اند . صيد مهدى خان امير العشاير ( جد خوانين منظمى ) از تيره خوانين فخرجانى و از اعقاب حاج خدايى مىباشند . اين تيره كه به خوانين عبد العلى شهرت دارند از مدتها قبل رياست طايفه حسنوند را به عهده داشته و با سازش با حكام وقت كم‌كم به طوايف ديگر سلسله ( يوسفوند ، كوليوند ، كرمعلى ، فلك الدين ) نيز مسلط شده و ماليات اين طوايف را هم بر حيطه وصول درآورده به حكام وقت تحويل مىدادند . بعد از اين‌كه نظر على خان امير اشرف قاسم خان ميرپنج را از ميان برداشت و روزبه‌روز ترقى كرد با پشتيبانى حكام لرستان و در اثر لياقت خودش بر بخش‌هاى دلفان و سلسله و چگنى هم مسلط شد و چون صيد مهدى خان و بعد از او جانشين ايشان مهر على خان امير منظم زير بار او نمىرفتند لذا همواره در تضعيف آنان مىكوشيد كه ما قضاياى آنها را هركدام در فصل مربوط ذكر كرده‌ايم .