محمد رضا واليزاده معجزى
431
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
تهران شما را استقبال مىنمايند . » محمد على شاه قاجار پشتسر اين تلگراف خبر رسيد كه ارشد الدوله قشون تهران را در روز 12 شعبان در دامغان شكست داده و عدهاى از افواج تهران هم ملحق به اردوى شاه شدهاند . اين خبر شاهزاده را به جنبوجوش انداخت و گفت اگر اردوى شاه زودتر به تهران برسد تمام زحمات من به هدر خواهد رفت . بايد هرطور شده ما زودتر خودمان را به تهران برسانيم . شب كه مجلس خلوت شد ، به امام جمعه گفت كه او در كرمانشاه بماند و غرضش اين بود كه اين شهر از تصرف او خارج نشود زيرا سالار الدوله در آن اوقات سه شهرستان مهم كردستان و كرمانشاه و لرستان را در دست داشت و پشتكوه والى هم تقريبا در اختيار او بود و همدان را هم قبلا تسخير كرده بود و به حساب خودش خوزستان هم از اختيار او بيرون نبود و روىهمرفته اين شش ولايت قسمت مهمى از خاك ايران بود . سالار الدوله تأكيد كرد كه امامجمعه كرمانشاه را نگاهدارد تا او خودش را به تهران برساند . از گفتار شاهزاده دو مسأله را مىتوان استنباط كرد كه يا او با محمد على شاه عهد و پيمان بسته بود كه براى مادام العمر فرمانفرمايى ولايات غربى ايران از كردستان تا آخر خاك خوزستان از آن او باشد و يا اينكه پا را بالاتر گذاشته و اين قسمت را به كلى از ايران تجزيه و پادشاهى آن در خانواده سالار الدوله باقى بماند و از ماركهايى كه شاهزاده بعدا در آخر نامهها و مارك بالاى نامهها و پشت پاكتها به كار مىبرد « 1 » . يكى از دو نظر بالا تأييد مىشود و شايد غرض شاهزاده از گذاشتن امام جمعه در كرمانشاه و رفتن خودش با اردو به تهران اين بود كه فرمان حكومت نواحى مزبور را زودتر از محمد على شاه بگيرد . زيرا ديگر براى او ترديدى حاصل نبود كه در ظرف دو سه روز ديگر محمد على شاه بر اريكه سلطنت جلوس خواهد كرد . امام جمعه به او پاسخ مىدهد كه نگاهدارى كرمانشاه كار شوخى و آسانى نيست و او با شصت نفر سوار نمىتواند مسئوليت اين كار مهم را عهدهدار شود زيرا ممكن است شاهزاده شكست بخورد . در اين صورت اول دفعه او در كرمانشاه محصور خواهد شد و راه برگشتن هم قهرا به روى شاهزاده بسته مىشود كه به كمك او بيايد . امام جمعه اضافه كرد كه اگر مىخواهيد من در كرمانشاه بمانم سليمان خان شرف الملك را با صد سوار
--> ( 1 ) . سالار الدوله در اوايل عنوان « فرمانفرما » براى خود قائل شده بود و بعد از شكست اردوى محمد على شاه عنوان شاهنشاه ممالك كردستان و كرمانشاه و لرستان و خوزستان به كار مىبرد . لكن بعد از اينكه به كلى محمد على شاه از صحنه خارج شد و سراغ كار خود رفت او خود را شاهنشاه ايران خواند و مجلس شوراى ملى و دولت را « مجلس من و دولت من » خواند .