محمد رضا واليزاده معجزى

416

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

پابند ديانت و معتقدات مذهبى خود بودند و به محض اين‌كه فتواى پيشواى مذهبى به سمع آنان رسيد ، اطمينان قلبى پيدا كرده و از جان و دل هواخواه مشروطه شدند . 2 . كمك دولت انگلستان به مشروطه‌خواهان نيز از عوامل بسيار مهم موفقيت آزادىخواهان بود و نبايد آن را با ديده استخفاف نگريست زيرا در آن هنگام نفوذ انگلستان در ايران محدود به حد معينى نبود و آنان در كشور بىصاحب ايران فعال مايشاء بودند . 3 . فداكارى سرداران بزرگى مانند ستار خان و باقر خان ، صارم السلطنه ، سردار اسعد ، سپهدار تنكابنى و رجال ديگر و جنبش بختياريان و گيلانيان . 4 . پيدا شدن مرد جسور و بىباكى بنام يپرم خان ارمنى و افراد تحت امر او به نام « مجاهدين » در صحنه مشروطه نيز اثر بسزا و غير قابل انكارى در پيشرفت كار مشروطه و دفع محمد على ميرزا و اعوانش داشته است . بنابراين هرگاه عوامل فوق نبود ، به‌طور قطع و يقين مجددا رژيم پوسيده استبداد در ايران مستقر مىشد و خدا مىداند كه مارهاى زخم‌خورده استبداد چه بلاها بر سر ملت بيچاره ايران مىآوردند و چه كشتار عظيم خونينى كه در سراسر ايران مىكردند . شايد واقعه غم‌انگيز و محنت‌زاى موسس سلسله قاجاريه در كرمان تجديد مىگرديد و اشخاص متعددى مانند خوانين ايلات و فئودالها كه سال‌ها و بلكه قرن‌ها به‌طور موروثى يوغ بندگى بر گردن ملت ايران نهاده بودند و برقرارى رژيم مشروطه به منزله اعلام خطرى به قدرت بىحد و حصر آنان و منافعشان بود ، لذا به‌طور قطع رژيم مشروطه را با نظريه بدى مىنگريستند و با نيروى بيشترى در صحنه ظاهر شده و هرجا اثر كوچكى از مشروطه به نظرشان مىرسيد ، شديدا كوبيده و نابود مىكردند « 1 » . مهمترين و مقتدرترين اين اشخاص در نواحى غربى ايران نيز هستند ، مانند كردستانيان و كرمانشاهيان و لرستانيان و خوزستانيان ، زيرا

--> ( 1 ) . موقعى كه انسان تاريخ مطالعه مىكند و مىخواند كه خوانين و فئودال‌هاى درجه اول ايران ، مانند سردار اسعد ، صمصام السلطنه ، سپهدار اعظم و غيره در خلاف جهت منافع شخصى خود به كوشش پرداخته و اين‌گونه در برانداختن رژيم استبدادى تلاش مىكرده و چنان در برقرارى رژيم مشروطه فعاليت مىنموده‌اند ، نمىتواند از شگفتى و اظهار تعجب خوددارى كند زيرا فداكارى آنان در مورد استقرار رژيم مشروطه به منزله اين بوده كه آنان تيشه به ريشه خود گذارده و يا شاخه‌اى را كه بر روى آن قرار داشته‌اند ، قطع سازند . مسلما ظهور و بروز اين نوع افكار آزادمنشانه صرفا منبعث از روح بزرگ و فكر شامخ بلند اين برادران رشيد و شجاع بوده و سطح فكر و افق ديد آنان خيلى برتر و بالاتر از اشخاصى بوده كه مقهور نفس بوده‌اند و بىترديد اوج فكر آنان در نتيجه معاشرت با دانشمندان غرب و آشنا شدن با رژيم كشورهاى اروپايى بوده و آنان ترقيات وطن خود را فقط در پيروى از آن رژيم تصور مىكرده و منافع شخصى خويش را فداى ايران كرده‌اند و الحق اين نهايت وطن‌پرستى و ايران دوستى آنان را مىرساند و جا دارد كه ملت ايران به داشتن چنين رجالى بر خويش ببالد و تفاخر كند .