محمد رضا واليزاده معجزى

410

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

تمام فرارى و نظر على خان از طرهان به ميان طايفه خودش رفته ، از اقبال بيزوال بندگان اعلىحضرت قدر قدرت شاهنشاه جمجاه عالميان پناه ارواح العالمين فداه ماده فساد بر طرف شد و عامه اهالى ولايات ثلاثه آسوده و دعاگوى ذات اقدس شهريارى شده در مساجد و منابر و محافل جز شكرگزارى و دعاگويى كارى ندارند . توقف اردوى كلهر در اين اجتماع در نهاوند هر روز مبلغهاى كلى ضرر و خسارت به دولت ابد مدت مىرساند و چندين مقابل ضرر به رعيت . امر به مرخصى و عودت به محل فرماييد . مزيد بر دعاگويى و آسايش اهالى خواهد شد . از براى تنبيه اشرار لرستان استعداد حكومت لرستان كافى است و از قرار مذكور استعداد سوار بختيارى و فوج نهاوند و غيره را كاملا دارند . توپخانه خرم‌آباد هم كه حالا مانع ندارد و در تحت اختيار است منوط به امر مبارك است . جان‌نثار ابو القاسم . حكومت نظام السلطنه ما فى بعد از تبعيد سالار الدوله محمد على شاه تصميم گرفت يكى از رجال مجرب و مقتدر ايران را به لرستان بفرستد كه بتواند اوضاع آشفته آن سامان را به نظم آورد و براى اين مأموريت بهتر آن بود كه از رجال آشنا با خوانين لرستان انتخاب شود . اين بود كه با صواب‌ديد بعضى از مشاورين رضا قلى خان مجير السلطنه « 1 » برادرزاده حسينقلى خان نظام السلطنه ما فى را براى حكومت لرستان برگزيد . موقعى كه رضا قلى خان مجير السلطنه ( بعد از فوت حسينقلى خان نظام السلطنه عمويش ، لقب عمويش را به او دادند او ملقب به نظام السلطنه گرديد ) به حضور محمد على شاه رسيد از جمله دستوراتى كه شاه حضورا به او داد يكى هم مربوط به حركت دادن حرمسراى سالار الدوله با وسيله مطمئن به تهران بود . ظاهرا قصد شاه از اين تأكيد اين بود كه سالار الدوله دخترى از والى پشتكوه و دخترى هم از امير اشرف در حباله نكاح داشت و شاه از آن مىترسيد كه سالار الدوله به

--> ( 1 ) . مجير السلطنه رضا قلى خان ما فى فرزند مصطفى قلى خان ما فى برادرزاده حسين‌قلى خان نظام السلطنه بوده ، چون شرح‌حال و سوانح زندگانى و ماموريت‌هاى او در لرستان مفصلا در اين كتاب آمده ، در اين‌جا حاجت به تكرار ندارد . همين‌قدر مىنگارد كه وى چند دفعه به حكومت لرستان رسيده و هردفعه با جنجال و ازدحام توام بوده است . آخرين ماموريت او مصادف با جنگ جهانى اول شد يعنى موقعى كه قواى روسيه وارد ايران شده بودند ، آلمانها و عثمانىها قراردادى با وى منعقد ساخته كه روسها را از ايران براند . وى به عنوان رئيس دولت موقت در 1343 به اسلامبول رفت . تاريخ فوت او 28 شعبان 1342 قمرى در تهران مىباشد .