محمد رضا واليزاده معجزى
392
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
اجداد تو كدام گل را بر سر ملت ايران زدهاند كه تو هم بزنى ؟ مگر آنها غير از زنبازى و شهوترانى و عياشى و توسعه حرمسرا و ساختن سرسره و خالى كردن جيب ملت و بازگذاشتن دست اجانب در سياست و اقتصاديات مملكت و حق قضاوت دادن به سفرا و قونسولگريها و حتى بخشيدن حق حكومت « 1 » به آنان و دادن دهها نوع امتيازات ملت بر باد ده و ايران خراب كن به آنان و عقب انداختن ايران از قافله تمدن و رواج جهل و بيدارى و صدها جور بدبختى ديگر كه نوشتن آنها خود احتياج به تأليف مستقلى دارد كار ديگرى به نفع اين ملت و مملكت كردهاند كه تو انجام دهى ؟ ! به قول خواجه شيراز : صد بار آزمودم از وى نبود سودم * من جرب المجرب حلت به الندامه بنابراين مقدمات واضح و مدلل شد كه هدف سالار الدوله فقط جلوس بر سرير سلطنت ايران بود كه از همان اولين حكومت خود يعنى سال 1315 تصميم آن را گرفته بود و به قول عوام " دلش براى تاجوتخت سلطنت ايران لك زده بود . " اگر واقعا سالار الدوله راست مىگفت و خير و صلاح ايران را خواستار بود ، چرا در سال 1330 مىخواست كرمانشاه و لرستان و خوزستان را از خاك ايران جدا سازد و سلطنتى مستقل در آن تأسيس كند و به خيال خودش براى اينكه مجلس شوراى ملى ايران را در مقابل كار انجام شدهاى قرار داده باشد ، دستور داده او را بههمين عنوان خطاب كنند و مارك روى كاغذها و پاكتهاى دربار خود را به عنوان : « سالار الدوله شاهنشاه ممالك محروسه كرمانشاه لرستان و خوزستان و كردستان » چاپ كرد . « 2 » آيا اين تجزيهطلبى خيانت صرف به ملت و مملكت ايران نيست اگر هركسى چند روز دنيا به كامش شد و مشتى دور او را گرفتند ، فورا به فكر استقلال افتد و قطعهاى براى هوسرانى از خاك وطنش را جدا سازد . ديگر از ايران چه باقى مىماند و آن قطعه را كه بايد با نام ايران بخوانيم كدام است ؟ زيرا نام ايران اطلاق مىشود بر مجموع استانها و شهرستانهايى كه هركدام نام جداگانهاى دارند و وقتى كه همه اينها مستقل و از پيكر وطن جدا شدند ، ديگر چيزى باقى نمىماند كه نام ايران را بر آن گذاريم . بارى به زعم سالار الدوله چون پدرش مظفر الدين شاه در مورد صدور
--> ( 1 ) . انگليسىها قريب سى سال در لرستان و خوزستان بهطور رسمى حكومت مىكردند و از طرف خود به خوانين محلى نيابت حكومت مىدادند كه در فصول مربوطه اشاره خواهد شد . [ خواننده گرامى به خوبى مىداند نفوذ بيگانه در سراسر ميهن ما امرى انكارناپذير مىباشد ولى با اين همه طرح مسئله تجزيه لرستان - دستكم در مقايسه با خوزستان - نيازمند بررسى بيشترى است . ] ( 2 ) . اين موضوعات در فصل مربوط يعنى در " قيام دوم سالار الدوله " خواهد آمد .