محمد رضا واليزاده معجزى
352
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بود ، به مشاراليه معرفى گرديد - تأثير فوق العاده در تغيير مسير فكر او داشت و شاهزاده مستبد به اميدوارى استفاده از نيروى آزادىخواهان و صعود بر تخت سلطنت با آنان رابطه پيدا كرد و يك مشروطهخواه دو آتشه از كار درآمد . يادداشتها 1 . نام ناصر الدين شاه احمد پسر محمد شاه غازى و نوه عباس ميرزاى نايب السلطنه مىباشد و مادرش مهد عليا است . متولد در شب يكشنبه ششم ماه صفر سال 1247 . جلوسش بر تخت سلطنت شب يكشنبه 18 ماه شوال سال 1264 . وفاتش در هفدهم ذى القعده سال 1313 در حرم حضرت عبد العظيم حسنى به ضرب گلوله ميرزا رضاى كرمانى و قبرش در جوار مرقد امامزاده مذكور نزديك به قبر معشوقه و همسر ايام جوانيش جيران ملقب به فروغ السلطنه مىباشد وى چنانكه نوشتهاند پادشاهى هوشمند و با ذوق بوده و در نقاشى و حسن خط هم ربطى داشته و شعر سروده و ديوان اشعار و سفرنامهاى از او بچاپ رسيده كه ظاهرا سفرنامهها به قلم خود او نوشته شده است . در اوايل جوانى همه اقسام خطوط را خوب مىنوشته و حاج مخبر السلطنه در كتاب خاطرات و خطرات يك صفحه از سياه مشق او را گروار كرده كه اگر دستخط خود او باشد الحق بايد او را از خشنويسان عصر خودش دانست براى اينكه خيلى شيوا نوشته . همينطور معير الممالك نوه دخترى او چند صفحه از خطوط شكسته او را در كتاب خاطرات خود چاپ كرده كه آنها هم قابل ملاحظه است . ناصر الدين شاه در تحصيل دانش كوشش زيادى به كار نبرد ولى نوشتههاى او ساده و روان و كم غلط است . وى به زبانهاى تركى و فرانسه حرف مىزده و قدرى هم زبان روسى خوانده و اعتماد السلطنه در كتاب روزنامه خاطرات خود مىنويسد كه او با هريك از دول معظم بيشتر نزديك مىشد فورى شروع به تحصيل زبان آن دولت مىكرد . وى به واسطه افراط در عياشى و ولخرجى ، به ويژه در پايان عمر ، ايران را به افلاس كشانيد با اين حال در زندگى او نقطهاى سياهتر از قتل اميركبير نمىتوان يافت . 2 . حاج ميرزا نصر اللّه بهشتى ( ملك المتكلمين ) خطيب دوران مشروطه پسر ميرزا محسن بهشتى به سال 1277 قمرى در كوى « درب كوشك » اصفهان پاى به عرصه وجود نهاد . پدرش ميرزا محسن چون خودش تحصيلات متوسطهاى كرده و فلسفى مشرب بود ، پسرش را به اميد پيشرفت در تحصيلات در سن شش سالگى به مكتبخانه سپرد . هنوز نصر اللّه تحصيلات ابتدائى را طى نكرده و ده ساله بود كه پدرش در گذشت ولى مادرش به پيروى از عقيده پدر در كار تحصيل او مراقبت كرد و او توانست تا آغاز بلوغ خواندن و نوشتن زبان فارسى و مقدمات عربى را به پايان ببرد و سپس به مطالعه احاديث و اخبار پرداخت و از فقه و اصول هم معلومات كافى اندوخته وارد رشته فلسفه و تاريخ اديان شد و مطالعات خود را در اين رشته ادامه داد و همين آشنائى با فلسفه و تاريخ در عقايد مذهبى او تغييراتى بوجود آورد . ملك در 1300 قمرى به سير در