محمد رضا واليزاده معجزى

316

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

1 - رضا قلى خان ( پدر يوسف خان امير بهادر ) رئيس طايفه نور على . « 1 » 2 - سرتيپ خان رئيس طايفه ايتيوند 3 - نظر على خان رئيس طايفه مير بيك 4 - كرم اللّه خان كاكاوند اين احضار هراسى در دل نظر على خان افكند و يقين داشت اين سفر بروجرد براى او خالى از زحمت و خطر نيست ولى چه مىتوانست كرد ، براى اين‌كه او تازه از زد و خورد با عموزادگان فارغ شده و كارش قوامى گرفته بود و ميل نداشت به فاصله يكى دو سال دوباره به ياغيگرى و جنگ و گريز پرداخته و دشمنان خود را كه هنوز هم خيلى ضعيف نبودند به فعاليت عليه خود برانگيزاند و از اين طرف به آن طرف فرار كند . بنابراين بعد از اين‌كه مدتى به فكر فرو رفت و با مشاورين خود به صلاح‌انديشى پرداخت ، اطاعت امر شاهزاده و سفر بروجرد را برگزيد و به اتفاق ساير خوانين راه بروجرد را در پيش گرفتند و به حضور عين الدوله رسيدند . نظر على خان امرايى و ساير خوانين چوب خورده و حبس شدند به محض ورود خوانين به دارالحكومه عين الدوله آنها را به دم فحش بست و تا آنجا كه زبانش ياراى بدگويى را داشت از همان فحش‌هاى ركيك كه عينا ترجمه فارسى فحش‌هاى تركى بود كه از آذربايجان فراگرفته بود ، به خوانين حواله داد و آن‌گاه نظر على خان امرايى را مخاطب ساخته گفت : « نظر على خان سه هزار تومان باقيمانده ماليات را چرا نمىدهى ؟ » نظر على خان تعظيمى كرده و گفت : « حضرت و الا گناه از من نيست امسال وضع كشاورزى و حشم‌دارى طوايف رضايت‌بخش نبوده و توانايى پرداخت ماليات را نداشته‌اند ، بنده تقصيرى ندارم . » عين الدوله گفت : « دروغ مىگويى » و با اشاره دست به سوى خوانين گفت : « با اين . . . ها ساخت و پاخت كرده‌اى كه مال ديوان را بالا بكشى » آن‌گاه فرمان داد چوب و فلك آوردند و قبل از همه نظر على خان را خوابانده و آن‌چنان چوبى به او زدند كه خون از پنج ناخن‌هايش جارى شده و تيكه‌هاى گوشت با ضربات چوب از پايش كنده شده ، به هوا پرتاب مىشد و او را نيمه جان كرده

--> ( 1 ) . طايفه نور على و طايفه مير بيك كه به « موموند » شهرت دارند ، دو طايفه مهم درجه اول دلفان مىباشند و مذهب آنها على اللهى ( يا اهل حق ) مىباشد و آنها را در جلد طوايف شناسانده‌ايم . طوايف ديگر دلفان كه اهل حق مىباشند عبارت از چوارى و اولاد قبادند . رئيس مذهبى اين طوايف آغابخش و اولاد او مىباشد .