محمد رضا واليزاده معجزى

285

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

نام خانوادگى پور سرتيپ را جهت خود برگزيده‌اند . مرحوم اعتماد الدوله در كتاب بسيار ارزنده خود بنام « روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه » كه از بهترين و ارزنده‌ترين مدارك تاريخى عصر قاجاريه است ، درباره ورود شاه به بروجرد و خدماتى كه امير خان سردار به انجام رسانيد اين‌طور نوشته‌اند : « امروز ( سه‌شنبه 25 ذى القعده سال 1309 ) شاه وارد بروجرد شدند تشريفات زيادى امير خان سردار فراهم آورده نقد و جنس قريب پنج هزار تومان به شاه پيشكشى داد . سواران لرستان و افواج بروجرد و تهران سه طاق نصرت زده بودند . » اعتماد السلطنه در خاطرات روز بعد نوشته است : « صبح در به خانه رفتم . بعد از ناهار ، شاه منزل آمدم . عصر سواره گردش باغ شاه رفتم . سى و دو سال قبل كه از خرم‌آباد لرها اجماع كردند « 1 » ما را با توپخانه ، سواره و پياده بروجرد انداختند . من ( يعنى اعتماد السلطنه ) به شدت ناخوش بودم به‌همين باغ شاه با پدرم منزل كردم . آن‌وقت اين عمارت به‌طورى آباد بود كه ما فوق نداشت . حالا از آن باغ و عمارت اثرى نيست . مظفر الملك گماشته ظل السلطان كه اينجا حاكم بود ، آجرهاى اينجا را فروخته و درخت‌هاى باغ را قطع نموده . خرابى باغشاه به من بيشتر اثر كرد تا فروختن خندق و باروى شهر سلطان‌آباد . » آقاى ابو الحسن بزرگ اميد كه از مردان سالخورده دانشمند و اروپا ديده ايران [ است ] و سال‌هاى متمادى است بازنشسته شده‌اند و خود شاهد جريان مسافرت ناصر الدين شاه به لرستان بوده‌اند ، مىنويسند : « شاه بدون توجه به اين‌كه بيمارى و با در سرحد خراسان بروز كرده ، عزم مسافرت عراق را داشت . منظور از اين مسافرت از مكنونات خاطر همايونى بود . بعدها احتمالى مىرفت ولى محقق نشد . اردو متشكل بود از : ده هزار نفرات ، چهار هزار اسب . غير از دوابى كه حامل بنه بودند . عده‌اى از خانمهاى اندرون نيز ملتزم ركاب بودند . اين اردو از راه قم و دليجان و محلات و عراق به بروجرد رفت . در دليجان ظل السلطان از اصفهان آمده ، به حضور رسيد . مسموع شد كه پيشكار خود مشير الملك را كشته و دارايى او را ضبط كرده ، آمده سهم شاه را تقديم كند . در ظاهر چند رأس اسب و چند قطعه قالى به رسم تقديمى همراه آورده بود . در بروجرد امير خان سردار ، حكمران ، سركردگان الوار را حاضر كرده بود كه مراتب شاه‌پرستى را

--> ( 1 ) . حاج ميرزا على خان حاجب الدوله ( كه بعدا ملقب به ضياء الملك شد ) پدر مرحوم اعتماد السلطنه و او همان كسى است كه ميرزا تقى خان اميركبير را با دسيسه و تحريكات مهد عليا مادر شاه در 1268 در حمام فين كاشان به قتل رسانيد و ملت ايران را ابدالدهر در ماتم يك نابغه بزرگ غمزده و اندوهگين ساخت . وى در ازاى اين خدمت سال 1274 به حكمرانى لرستان و خوزستان نائل شد لكن لرستانيان وطن‌پرست هرگز او را دوست نداشتند و بالاخره او را با فضاحت از خرم‌آباد به بروجرد راندند .