محمد رضا واليزاده معجزى
277
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
اما كار سروش نيز در آراستن حكايات دلفريب اين كتاب كمتر از كوشش ميرزا عبد اللطيف طسوجى نيست . اين شاعر گرانقدر چنانكه قبلا هم اشاره كردهايم ، بهترين نمونههاى شعر فارسى را از ديوانهاى شاعران بزرگ استخراج كرده و با نهايت مهارت و استادى در مطاوى داستانها گنجانيده است و عروس سخن را هرچه بيشتر آرايش داده است . چنانكه اگر اشعار اين كتاب را از آن استخراج كنيم ، بهترين و دلپذيرترين نمونههاى شعر فارسى [ را ] در دست خواهيم داشت . با اينكه سروش بيشتر در سرودن اشعار خويش بر فرخى سيستانى نظر داشته و در شاعرى پيروى استادان خراسان را مىكرده است ، بيشتر شعرهاى كتاب الف ليله و ليله را از ميان غزلهاى سعدى و حافظ انتخاب كرده و از شاعرانى مانند حكيم عمر بن ابراهيم خيام و ابو منجم احمد بن قوص بن احمد منوچهرى دامغانى و نظامى گنجوى و ابو المجد محدود بن آدم سنائى غزنوى و اوحد الدين انورى ابيوردى و امير معزى نيشابورى و استاد حكيم ابو القاسم فردوسى و ابو الحسن على بن جولوغ فرخى سيستانى و غضاترى رازى و مولانا جلال الدين رومى ، عمعق بخارائى و حكيم ناصرخسرو قباديانى مروزى و ابو القاسم حسن عنصرى و هاتف اصفهانى و قائم مقام فراهانى نيز شعرهايى در ضمن حكايات آورده است . اگر با دقت در كتاب الف ليله و ليله دقت و استقصا شود ، ممكن است شعرهائى از ديگر شاعران نيز به نظر برسد كه سروش با چيرهدستى و استادى بهترين و معروفترين شعرهاى آنان را برگزيده و گلچين كرده و زينتافزاى ترجمه دلفريب طسوجى ساخته است . علاوه بر اشعارى كه از شعراى بنام آورده است ، قسمتى از تغزلهاى زيباى خودش را نيز در اين كتاب آورده است و براى نمونه يكى از آنها را كه ضمن داستان شبانه دويست و پنجم ترجمه فارسى آمده است ، [ ياد مىكنيم : ] يا يارى كه بالا به ز سرو كاشمر دارى * به سرو اندر نگارستان به مشك اندر قمر دارى لب از ياقوت سرخ و سينه از عاج و تن از نقره * بناگوش از گل سريانى و كفت از مشك تر دارى ملاحت را ز كشميرى لطافت را ز چيستان * بگو تا از كدامين جايگه مام و پدر دارى چو بنشينى پرى خانم ترا ننشسته در مجلس * چو برخيزى نسب گويى ز سرو كاشمر دارى به يك چشم اندرون دارى هزاران حيله و دستان * فراوان جادوى پهنان در آن چشم دگر دارى در الف ليله و ليله عربى بعضى شعرها هست كه داستان و واقعه خاصى را حكايت مىكند و براى آن در شعرهاى فارسى معادلى نمىتوان يافت . مهمترين كار سروش سرودن اينگونه شعرها و قرار دادن آنها بهجاى اشعار عربى است و در اين كار نيز نهايت چيرهدستى و استادى خود را به منصهء ظهور رسانيده است و چون در اينجا بسط اين مقال مورد احتياج نيست ، لذا از ذكر اشعار عربى و معادل فارسى آنكه وى سروده است خوددارى مىشود . روىهمرفته مىتوان گفت ترجمه الف ليله و ليله يكى از بزرگترين نفايس ادبى و ذخاير بى نظير زبان شيرين فارسى است كه بدون پيرايه و اغراق همان مقامى كه تاريخ بيهقى و گلستان سعدى و چند كتاب ديگر در نثر رايج زمان خود دارند او هم در نثر رايج عصر قاجار بدست آورده و به عنوان سنبل ادبيات اين زمان شناخته شده است .