محمد رضا واليزاده معجزى
275
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
آقاى ابراهيم صفائى كه مردى فاضل و محقق مىباشند و اخيرا شرححال رجال مشروطهخواه را تحت عنوان رهبران مشروطه نوشتهاند ، عقيدهاى به كلى خلاف گفتهء مرحوم غلام رضا خان اظهار داشته و مظفر الملك را در قضيه شهادت سيد جمال الدين اصفهانى داخل و مقصر شناخته و اينطور نوشتهاند : « هنگامى كه مأموران دولت در جستجوى سيد بودند او لباس خود را تغيير داده شبانه به وسيله دليجان به سوى همدان رفت . اتفاقا يكى از نوكرهاى ميرزا محسن خان مظفر الملك حاكم همدان همسفر سيد شد و سيد را شناخت . اگر چه سيد هويت خويش را مكتوم داشت و خود را عوضى معرفى كرد ولى او در شناسايى سيد ترديدى به خود راه نداد . در نتيجه اين برخورد ، مظفر الملك از ورود سيد جمال الدين واعظ به همدان آگاه شد او را نزد خود دعوت كرد و سيد هم كه از سابق با او روابط دوستانه و صميمانه داشت و يك بار او را در اصفهان از غضب ظل السلطان رهانيده بود به اميد اينكه بتواند با استعانت از او از مرز ايران خارج شود با همان لباس مبدل نزد مظفر الملك رفت . وى محرمانه از سيد پذيرايى مىنمود اما درعينحال ورود او را به امير افخم حاكم بروجرد و لرستان ( كه پسرش شوهر خواهر شاه بود ) اطلاع داده از وى كسب تكليف كرد . امير افخم هم جريان را به تهران تلگراف كرد . از تهران به مظفر الملك دستور دادند ، سيد را به بروجرد بفرستد . و به امير افخم هم دستور نابود كردن او را دادند مظفر الملك سيد را به حسام الملك پسر امير افخم همدانى تحويل داد . سيد چندى در بروجرد زندانى بود . شخصى بنام رمضانعلى در زندان شيفته بيانات او شد و خيلى با وى مهربانى مىكرد . سپس امير افخم دستور داد او را خفه كردند . ( 25 شوال 1326 قمرى ) براى خفه كردن سيد جمال ، امير افخم يكى از نوكرهاى خود را كه سيد بود مأمور كرده ، گفته بود كشتن سيد بدست عام گناه دارد ولى اگر قاتل و مقتول هردو سيد باشند روز قيامت نزد جدشان از عهده يكديگر برمىآيند . آقاى صفايى در ذيل صفحه 21 جزوه مربوط به حالات سيد جمال الدين واعظ اصفهانى راجع به مظفر الملك اينطور نوشتهاند : « مظفر الملك از حكام بيرحم استبداد بود و با همه قساوت قلب در خدمت صفى ( مرحوم حاج ميرزا حسن صفى عليشاه ) درويش شده بود . ولى صيقل عرفان زنگ قساوت را از قلب او پاك نكرد . ظهير الدوله ( ميرزا على خان ظهير الدوله داماد و رئيس تشريفات دربار ناصر الدين شاه و والى شهرستانهاى شمالى و حكمران همدان و كرمانشاه و جانشين صفى على شاه ) از ناجوانمردى مظفر الملك در حق سيد آزرده شده و او را از انجمن خود طرد كرد و ذكر نام ساير افراد خانواده مرحوم ملاباشى و نوادههاى دخترى و پسرى او و مظفر الملك كه عده آنها زياد است در حوصله اين كتاب نيست . 5 . مرحوم حاج ميرزا يحيى دولتآبادى فرزند مرحوم حاج ميرزا هادى دولتآبادى اصفهانى است كه در سال 1241 خورشيدى ( 1279 قمرى ) در دولتآباد برخوار از مادر متولد گرديد . نسب او به قاضى نور اللّه