محمد رضا واليزاده معجزى
262
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
طرف مظفر الملك نايب الحكومه شهر خرمآباد و نيز منشى ايالت بوده ، به استقبال وى شتافته و نجم الملك درباره او مىنويسد : « ميرزا عبد اللّه از جانب حاج ميرزا محسن خان سرتيپ و نايب الاياله خرمآباد و لرستان ، مرد كافى و قاعدهدان و باسواد و تربيت شده و معقولى است و از تربيتيافتگان حاج ميرزا محسن خان مىباشد . » بعد در مورد خود حاج ميرزا محسن خان كه در آن موقع جهت اخذ بعضى دستورها و تقديم گزارشهاى لازم به اصفهان نزد ظل السلطان رفته بود ، اظهارنظر كرده و مىنويسد : « وى شخص باكفايت و درستكار و منطقى است و تمام اوقات خود را مصروف خدمت دولت مىنمايد و در نظم ولايت از مخارج جيب خود مضايقه نمىكند . » بعد مىگويد او را ( يعنى مظفر الملك را ) ملاقات ننموده ، ولى مدتى در خاك او حركت مىكرده و همهجا نظم و سياست [ برقرار ] و الحق مرد قابلى است . نگارنده در مورد خصوصيات اخلاقى مرحوم مظفر الملك زياد اتكاء به نوشته مورخين عصر قاجاريه نمىكند ، زيرا ممكن است آنان به واسطه ترس و يا تملق حقايق را ننوشته باشند . مانند : سپهر و هدايت و دهها تاريخنويس ديگر كه بر وفق مقتضيات وقت چيز نوشته باشند ، بلكه نگارنده درباره حكام عصر قاجار كه به زمان پدران ما نزديك و يا با آنان همزمان بودهاند ، از همان اشخاص كه خود و يا پدرشان با آن حكام محشور بودهاند ، تحقيق كرده است . منجمله راجع به نحوه حكومت و خصوصيات اخلاقى مظفر الملك از مرحوم والد كه خود و اعمامش غالبا با او بودهاند ، تحقيقات كامل كردهام . بنابه گفته اشخاصى كه مظفر الملك را در طى مأموريتهاى مكرر او در لرستان ديده و با او تماس داشتهاند ، وى حاكمى مقتدر و در عين اقتدار دادگر و متشرع و دانشمند بوده [ است . ] وى بعد از مراجعت ظل السلطان به تمشيت امور لرستان پرداخت و طوايف بيرانوند و سگوند را كه بعد از كشته شدن سران آنها به خاك عراق عرب پناهنده شده بودند با تهديد و وعده و وعيد به اوطان و مساكن خود برگردانيد . در برقرارى امنيت لرستان بيش از حد متعارف كوشيد و در توسعه كشاورزى و دامپرورى رنج بسيار برد و در قضاوت جانب حق و عدالت را مراعات مىكرد . تنها در دو مورد مىتوان بر مظفر الملك ايراد گرفت ، يكى اينكه مشار اليه در مجازاتها قدرى سختگير و كمگذشت بوده و دوم اينكه بعد از توپ بستن مجلس كه آزادىخواهان شكست يافته جمعيتى گرفتار و عدهاى هم فرار كردند ، سيد جمال الدين [ واعظ ] روى سوابق