محمد رضا واليزاده معجزى
251
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
4 . حاج على قلى خان سردار اسعد بختيارى در تاريخ انقلاب مشروطيت ايران يكى از چهار و پنج تن سرداران رشيد و مبارز مؤثر بوده كه بر ذمه ملت ايران حق عظيم دارد وى فرزند چهارم حسينقلى بختياريست كه در متن داستان كشته شدن او را به دست ظل السلطان نوشتيم . وى بعد از مرگ پدر چند سال در زندان به سر برد و پس از رهايى از زندان به تهران رفته و با امين السلطان كه دوست پدرش بود ، ارتباط برقرار و با وساطت آن مرد مورد توجه و عنايت شاه واقع شد كه در متن كموكيف آن را نوشتهايم . بعد از فوت برادر مهترش اسفنديار ملقب " به سردار اسعد " ، شاه لقب برادرش را به او بخشيد . در سال 1326 كه محمد على شاه مجلس را به توپ بسته و مشروطهخواهان را تارومار كرده بود . مشار اليه در پاريس بود . ايرانيان فرارى در آنجا پيرامون او را به سابقه وطنپرستى كه از صفات برجسته و غير قابل انكار او بود ، گرفته او هم با آنان همراهى و همدستان شد و بالاخره با تذكراتى كه از طرف بعضى رجال معروف به او داده شد ، از طريق خرمشهر عازم ايران شد و با كمك بعضى از خوانين بختيارى اردويى ترتيب و در جمادى الثانى 1326 به تهران حمله كرد . در اين حمله كه براى خلع محمد على شاه و به دست آوردن آزادى صورت گرفت با محمد ولى خان سپهدار كه او هم فرماندهى قواى مجاهد شمال را در دست گرفته بود و به سوى پايتخت پيش مىآمد ، همكارى داشت و مرتبا بين او و سپهدار قاصد در رفتوآمد بود و از تاكتيكهاى جنگى همديگر آگاه مىشدند و بالاخره در سايه اتفاق و اتحاد اين دو سردار ، تهران را فتح و شاه را از سلطنت خلع كردند از عجايب اتفاق اينكه بعد از فتح تهران و تسلط كامل سردار اسعد و محمد ولى خان سپهدار به تهران سران انقلاب به سردار اسعد پيشنهاد كردند كه براى انتقام از ظل السلطان و قصاص خون پدرش ايلخانى هيچ فرصتى مناسبتر از حالا نيست و به او ندا دادند كه اين دست روزگار است كه براى تو چنين موقعيت مناسبى را پيش آورده و قاتل پدر بىگناهت را بلا دفاع در اختيار تو گذاشته تا بتوانى با او تصفيه حساب كنى . لكن سردار اسعد كه مردى باگذشت و نظربلند بود ، گفت : " من براى نجات وطنم دست به اين كار زدهام و هرگز اغراض شخصيه خود را پاى اين خدمت نمىريزم و اجرم را عند اللّه و عند المله ضايع نمىسازم . " بنابراين وى نه تنها به جان و مال و حيثيت ظل السلطان آسيبى نرسانيد ، بلكه در مقام دفاع از او و اموال و اتباعش برآمد و ظل السلطان را از دست مجاهدان منجيل نجات داد و با اين فتوت و صفاى باطن همه را متحير ساخت . سردار اسعد چه قبل از سفر اروپا در تهران و چه در سفر اروپا معلومات خود را از هر حيث تكميل كرد . در تهران مقدمات و ادبيات عربى و فارسى و فرانسه و در اروپا هم زبان فرانسه را تكميل كرد و دانش بسيار اندوخت . حقا وى را بايد صاحب لطف و قلم هردو دانست ، زيرا هم كتابها و يادداشتهاى مفيدى از او بهجاى مانده و هم كتب زيادى را ترجمه كرده و تاريخ بختيارى او كتاب مفيدى است . او در ترجمه و چاپ كتاب معروف آبى هم اقدام كرده و هم پول خرج كرده و روىهمرفته مردى درس خوانده و دانشمند و اديب و تحصيلات او خيلى بيشتر از ساير خوانين بختيارى بود . وى بختيارىها را از روستاها و چادرها و بيابانها به شهر كشانده و داخل اجتماع و سياست كرد و وارد مشاغل مهم دولتى نمود و براى آنها ثروت و شخصيت و اهميت و اعتبار درست كرد و به ويژه از مشروطه