محمد رضا واليزاده معجزى

248

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

گنگى به نامه مير تيمور خان داد و در پايان نامه نوشت : باقى مطالب را شفاهى به پسر شما گفته‌ام . » مير تيمور خان نامه را تا آخر خواند و به پسرش اشاره كرد كه با او به گوشه خلوتى برود و آن‌گاه پرسيد : « حالا بگو ببينم مظفر الملك چه دستورالعملى داده و پيغامهاى او از چه قبيل است ؟ » پسر در جواب مير تيمور خان گفت : « راستش را مىخواهيد او قدرى تركى بغولى ( يعنى تركى مغولى ) گفت و من چيزى از گفته‌هاى او را درك نكردم . مير تيمور خان كه از نادانى پسر عصبانى شده بود ، دو دستى بر فرق او كوبيد و گفت خاك بر سرت كه زبان فارسى را نمىفهمى و مىگويى مظفر الملك با تو تركى مغولى حرف زده است و ناچار پسر ديگرش عالى خان را كه خيلى فهميده‌تر و داناتر بود و تازه از بيمارى حصبه شفا يافته بود ، و مجددا با نامه و مطالب شفاهى نزد مظفر الملك فرستاد و بعد از مراجعت عالى خان معلوم شد غرض مظفر الملك مسأله ماليات لرستان بوده است و لذا عالى خان كه جوانى دانا و عاقلى بود ، در همان‌جا از قول خود سند ماليات را به مظفر الملك مسترد و مظفر الملك هم مهر على خان پسر بزرگ حاج عالى خان و حيدر خان بيرانوند را كه در اردو نزد او به سر مىبردند ، توقيف ساخت و عالى خان را خلعت بخشيد . بعد از اين‌كه مهر على خان و حيدر خان در صيمره به توقيف درآمدند و مظفر الملك درصدد برآمد كه دسته مخالف آنها را به روى كار آورد ، مير تيمور خان با همدستى مهر على خان بيرانوند ، پسر بزرگ اسد خان و ساير خوانين زينبى و با كمك طايفه سگوند رحيم خانى اتحاد سه جانبه‌اى بسته طوايف بيرانوند و سگوند را حركت داده و در محلى كه مشهور به « لور » و « قيلاب » مىباشد ، طايفه مربوط به حاج عالى خان را غارت كرده و از بابت بقاياى ماليات كه حيدر خان و عالى خان به صندوق دولت نداده بودند ، به مظفر الملك داد . در اينجا داستان مير تيمور خان و اتحاد سه جانبه او با طوايف بيرانوند و سگوند رحيم خانى و انتقام از آنها به پايان مىرسد و اينك چنان‌كه وعده داده‌ايم ، مىپردازيم به معرفى مظفر الملك نايب الاياله لرستان و سوانح ايام حكومت او كه آن هم قسمتى مربوط به سال‌هاى حكمرانى ظل السلطان مىباشد و قسمت ديگر مربوط به حكومت بالاستقلال مظفر الملك در لرستان است .