محمد رضا واليزاده معجزى
246
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
غير از كشته شدن عدهاى از طرفين نتيجه ديگرى ندارد و لذا در مقابل تهديداتى كه از مدافعين مير تيمور خان مىشود ، هيچگونه عكسالعملى نشان نداد . مير تيمور خان بلامعارض باقيمانده عرض رودخانه را پيموده به حاميان خودش ملحق و به ماژين وارد مىگردد و مهر على خان ماوقع را در مراجعت به استحضار پدرش مىرساند . حاج عالى خان متأسف شده ، چيزى نمىگويد تا اينكه در محل موسوم به « جلوگير » پياده مىشوند . حاج مير تيمور بعد از ورود به ماژين يك نفر از سادات لرستان را بنام سيد رحمان ( مشهور به سيد رمالى ) كه مورد اعتماد او بود ، به اتفاق دو نفر ديگر همراه خود به كبير كوه برده و دفينهاى را كه در محل امنى از آن كوه براى روز مبادا ذخيره ساخته بود ، بيرون آورده و مبلغ دو هزار تومان آن را توسط سيد رحمان مزبور براى آغا سلطان زوجه مهر على خان فرستاد و به اتفاق او نزد آن تاجر خرمآبادى رفته طلاآلات آن بانو را گرفته به وى تحويل دادند . بازماندگان خوانين مقتول سگوند و بيرانوند بعد از دربدرى و تفرقه متشكل و جمع و جور مىشوند بعد از كشته شدن اسد خان بيرانوند و سردار خان سگوند ( تيره رحيم خانى ) به دستور شاهزاده ظل السلطان ، طوايف تحت سرپرستى آنها و همينطور بازماندگانشان از بيم تحريكات حيدر خان و حاج عالى خان و فشار و اذيت عمال حكومت و بالاخره به واسطه غارت شدن اموال و احشامشان ، از لرستان مهاجرت كرده و به قبايل عرب سرحدى بين النهرين پناهنده گرديدند . مير تيمور خان بعد از فرار و رسيدن به قوم و قبيله خود قاصدهايى سراغ بازماندگان اسد خان و سردار خان فرستاد و آنان را وادار به مراجعت به لرستان و گرفتن انتقام از معاندين كرد و دست روى دست نشستن و دشمنان را به حال خود گذاشتن را دور از غيرت و مردانگى دانست و آنقدر در اين مورد با آنها مكاتبه كرد و قاصد فرستاد و آنها را به معيت و اتحاد خواند كه سرانجام طوايف بيرانوند و سگوند باهمديگر متحد و همپيمان شدند كه تا آخرين نيرو از پاى ننشينند تا انتقام خوانين مقتول را از حاج عالى خان و حيدر خان و صيد مهدى خان و قاسم خان ميرپنج و مير محمد خان ديركوند بگيرند .