محمد رضا واليزاده معجزى

236

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

افسران ارشد به مهمانخانه على مردان خان وارد شدند و سربازان و افسران جزء را بين خانه‌هاى قيطول على مردان خان تقسيم كردند كه بعد از صرف ناهار و رفع خستگى به سوى اصفهان روانه شوند . در خلال اين شلوغى و ازدهام كه زندانيان و افسران و سربازان در گيرودار پياده شدن و گروه‌گروه تقسيم شدن بين خانه‌ها و بستن اسبها و علوفه دادن به آنها بودند و توجهى به مير تيمور خان نداشتند ، مشار اليه فرصت را مغتنم شمرده ، داخل حرمسراى على مردان خان گرديد و نزد زوجه لايق و غيرتمند او رفته و گفت : « ما و شما همه از نژاد لر بوده و زن و مردمان از نظر غيرت و شجاعت و عرق طايفگى باهمديگر تفاوتى ندارند » بعد از اين مقدمه گفت : « من حاج مير تيمور خان رئيس طوايف ديركوند لرستانم و با شما به منزله برادر مىباشم . سال گذشته ( 1297 ) كه شاهزاده ظل السلطان خوانين لرستان را به قتل رسانيد ، چون به من تأمين داده بود ، از كشتنم صرف‌نظر كرد ولى بدون گناه مرا توقيف كرده و با خود به اصفهان آورده است و من از يك سال قبل هيچ‌گونه خبرى از طايفه و خانواده خودم ندارم و نمىدانم چه بر سر آنها آمده و اين شاهزاده نه مرا مىكشد و نه آزاد مىسازد . اكنون من به خانه شما پناه آورده و اميد دارم نگذاريد شوهرتان على مردان خان مرا به اين سربازان تسليم كند زيرا من فرار كرده‌ام و با اطلاعى كه از قساوت قلب و بيرحمى ظل السلطان دارم ، به‌طور يقين مىدانم اين‌بار مرا به قتل خواهد رسانيد . زن على مردان خان كه از شيرزنان غيرتمندى بود كه در همه ايل بختيارى شهرت داشت ، نهايت احترام را نسبت به حاج مير تيمور خان مرعى داشت و دستور پذيرايى از او را به وجه احسن داد و ضمنا يك نفر را سراغ شوهرش فرستاد كه براى ملاقات با حاج مير تيمور خان ، عاجلا به اندرون بيايد . على مردان خان كه در مهمانخانه خود « 1 » مشغول پذيرايى از زندانيان و افسران همراه او بود ، بعد از وقوف از تحصن مير تيمور خان و وصول پيغام خانم بىدرنگ به خانه پيش زنش رفت . زن به على مردان خان گفت : « اين مرد از خوانين لرستان است و حق تعصب عشايرى و عرق ايليت به گردن ما دارد و با ما كه بختيارى و لر بزرگ مىباشيم از يك‌نژاد و به منزله برادرى هست . علاوه‌براين امروز دست اين مرد از ايل و طايفه و خويش و پيوندش كوتاه شده و به خانه ما

--> ( 1 ) . مهمانسرا يا مهمانخانه را عشاير و چادرنشينان به نامهاى « ديوان خان » يعنى « ديوان خانه » و « لامردان » مىخوانند يعنى مهمانخانه‌هاى بزرگ را كه مخصوص خوانين و روساء طوايف و ايلخانيها و ايل بيگىهاست ديوانخانه و مهمانخانه‌هاى كوچك را كه غالبا چادر مستقلى ندارد و جزو همان چادر مسكونى صاحبخانه است « لامردان » گويند .