محمد رضا واليزاده معجزى

233

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بود و مراقبت و مواظبتى را كه درباره زندانيان معمول است ، نسبت به وى اعمال نمىكردند . بلكه سخت‌گيرى راجع به او را امرى زايد و بيهوده دانسته ، او را كاملا آزاد گذاشته بودند كه در محوطه عالى قاپو به هرجا ميل دارد برود و هر نحو دلش مىخواهد ، استراحت نمايد و احدى مزاحم و معترض او نبود . فقط اجازه خروج از كاخ را نداشت . مير تيمور خان با استفاده از اين اعتماد و خوش‌بينى مراقبين ، موقعى كه شام صرف كرده و قصد خوابيدن نمودند ، لباسهاى خود را پوشيده از پله‌ها پائين آمد و از عمارت عالى قاپو خارج شده و مستقيما به ميعادگاه رفت ولى چه بود كه سليمان قاصد وعده‌گاه را گم كرده و حاجى هرچه منتظر ايستاد ، از سليمان اثرى مشهود نگرديد و متصور اين‌كه شايد در حول‌وحوش معيادگاه باشد ، چند دفعه با صداى بلند او را بنام خواند و عاقبت الامر از يافتن وى مأيوس شده و به حكم اجبار جاده‌اى را كه به سوى ايل بختيارى مىرفت ، در پيش‌گرفته و بدون اين‌كه بفهمد به كجا مىرود چه‌اندازه راه طى كرده و به كدام آبادى نزديك شده ، « توكلت على اللّه » تا طلوع صبح راه مىرود . لكن بر اثر كهولت و ناراحتىهاى زندان و صدمات روحى و تحليل رفتن قوا بيشتر از يك فرسخ نتوانسته بود از اصفهان دور شود . در طلوع آفتاب به قافله‌اى برخورد كرده به آنان التماس مىكند كه پيرمردى مسافرم و نيروى راه رفتن [ ندارم ] چه مىشود به من ترحم كرده ، روى يكى از اين الاغها سوارم كنيد . آنها رقت كرده ، او را سوار كرده وارد ، ايل بختيارى شدند . اتفاقا از قريب يك [ صد ] سال پيش عده‌اى از طايفه مراد عليوند لرستان به بختيارى جلاء وطن كرده و در اين مدت يك قرن بر اثر توالد و تناسب عده آنها رو به فزونى نهاده بود و در ميان ايل بختيارى نضجى گرفته و اهميتى پيدا كرده بودند و حتى مير تيمور خان پيش از گرفتارى فعلى كه در لرستان آزاد بود ، از وجود اين تيره مراد عليوند در ميان ايل بختيارى آگاه بوده و مىدانست در چه محلى از منطقه بختيارى سكونت دارند و وقتى كه با قافله طى طريق مىكرد راجع به مراد عليوندها تحقيق كرده و از مسكن آنان واقف شد و مستقيما به خانه‌هاى آنان وارد گرديد . مهاجرين لرستانى ( مراد عليوندها ) كه در تقسيمات طايفگى جزو ديركوند محسوب شده و منتسب به مير تيمور خان بودند ، وقتى كه معارفه به عمل آمد و مير تيمور خان را شناختند نهايت تكريم و تجليل را از وى كرده و با علاقه‌اى وافر مشغول پذيرايى از مشار اليه گرديدند . مراد عليوندها از قضيه حبس و فرار مير تيمور خان آگاه نبوده و به خيال اين‌كه او از روى اختيار بر آنان وارد شده ، جهت پذيرايى از او تشريفات مفصل قائل شدند ولى حاجى مير تيمور